دوباره مهر😍

۱۳۹۹/۲/۲۷

دیروز پس از نزدیک سه ماه شماری از بچه ها با هماهنگی آموزگاران شان آمدند مدرسه. از هر کلاس، چهار، پنج نفر و آن هم با تجهیزات کامل. کلاسها پیش تر ضدعفونی شده و جلو در حیاط موکتی آغشته به مواد برای پاک کردن کف کفشها انداخته شد و بچه ها پس از ورود به مدرسه دستهایشان را می شستند و با رعایت فاصله می سر کلاس می نشستند و پس از پایان تدریس، یک راست می رفتند خانه هایشان. هر کلاس هم یک ساعت بیشتر طول نمی کشید. البته طبق جدول بندی همکاران، بیشتر بچه هایی را گفتند بیایید که درسشان ضعیف تر بود و یا آنهایی که به گوشی هوشمند دسترسی نداشتند. ناظم مدرسه هم در تمام وقت، چون عقاب تیز پرواز در گردش بود تا همگی پروتکل بهداشتی را رعایت کنند.
آموزش و کلاس در این شرایط بسیار سخت است و با آغاز گرما سخت تر هم می شود اما چاره ای نیست و باید ساخت و راه حل پیدا می کند. خوشبختانه بیشتر بچه ها موارد بهداشتی را رعایت کرده بودند. آنهایی هم که ماسک یا دستکش نداشتند پس از شستن، دستهایشان ضدعفونی شده و برایشان ماسک داده می شد.
در کنار تماشای شوق و ذوق بچه ها از آمدن دوباره به کلاس، دیدن و خواندن برگه های روزنوشت شان برایم بسیار لذت بخش بود. هرکدام حدود بیست، سی تا برگه آورده بودند. برگه هایی که هر کدام گویای حس و حال یک روز زندگی بچه ها و دلتنگی های این روزهای شان است.
دور باد ویروس کرونا از جان و تنتان بچه های نازنین.