اندیشه های زندگی ساز

1397-5-25- سجاد امیری، کلاس سوم
یکی در آرزوی نجات دادن جان مردم است و می کوشد و آرزو دارد که درس بخواند و حتی از اکنون نگران است که مبادا بیماری به خاطر نداری دیر به بیمارستان برسد و بمیرد برای همین در اندیشه ی کودکانه اش برای آنها آمبولانس پیش بینی می کند اما دیگرانی با هزار دستاویز نقشه ی مرگ می کشند و نوجوانان نازنینی را که تنها به دنبال سازندگی و دانش و آگاهی هستند اینگونه پر پر می کنند.
برگه ی آرزوهای سجاد امیری کلاس سوم که امروز برای نام نویسی آمده بود:
من دوست دارم در آینده دکتر شوم تا مردمی که مریض هستند بیایند پیش من. من می خواهم که جان مردم را نجات دهم. من دوست دارم که هیچ مریضی در زمین نماند. من الان که بچه هستم می خواهم درسهایم را خوب بخوانم تا وقتی که بزرگ شدم دکتر شوم. من می خواهم دکتر بیمارستان شوم تا وقتی که مردم ماشین ندارند ما بتوانیم آمبولانس بفرستیم. آمبولانس سریعتر خود را برساند چون آژیر دارد و ماشین ها را از سر راه خود کنار می کشاند ولی ماشین ها ممکن است در ترافیک گیر کند و دیر برسد و خدای نخواسته مریض را از دست بدهند.