تپه ی دوستی

تپه ی دوستی
1398-1-8- روستای طالب آباد
شهریور 1386 با دوستم رضا ممتاز رفته بودیم بالای این تپه، آن روز از زمین های دور و بر تپه و از خوشه های به جا مانده از کشتزار گندم خوشه چیدم که هنوز دارم اش. اینجا هم کشتزار گندم است. ما به این بوته های سبز گندم می گفتیم مَیسَه. در بهار کارمان دویدن در میان میسه زار و پیدا کردن گیاهان خوراکی مانند شَوکَک و گَوَک و زیره و… بود. چاشت که بر می گشتیم خانه دور دهانمان یک حلقه ی سبز و گِلی جور شده بود. مادرکلانم وقتی ما را می دید می گفت رَقَم(مانند) بلای نولدار شده اید!
نول: نوک
بلای نولدار: بلای نوکدار
چاشت: ظهر
مَیسَه: بوته های سبز گندم