خانه ی دوست

نرگس در مدرسه ی دولتی درس می خواند و امسال کلاس سوم می رود. به گفته ی زن عمویش – که ناظم مدرسه است- دختریست درسخوان و کتابخوان، باهوش و کنجکاو که برای دوستان و فامیل هم نامه زیاد می نویسد.
نرگس گاهی در جشن ها و مراسم ها به اینجا می آید. روز بادبادکبازی هم آمده بود و حسابی با بچه ها دوید و بازی کرد.
آن روز بامداد که آمدم در برگه ی آمد و رفت چیزی بنویسم چشمم به این نوشته افتاد. از ناظم پرسیدم کی نوشته است؟ گفت: نرگس نوشته است. گفت: نرگس این مدرسه را بسیار دوست دارد و همیشه می گوید کاش مدرسه ی من هم اینجا بود.
از خواندن نوشته ی نرگس دلشاد شدم، دیدم که اینجا از نگاه یک دانش آموز بیرونی هم دوست داشتنی و شادی بخش است با وجود کلاسهای کوچک و حیاط کوچک تر و امکانات کم.
سپاسگزارم نرگس جان از این نوشته ی پر مهر و انرژی بخش ات. هرجا هستی تندرست و دلشاد باشی و همچنان درسخوان و کتابخوان. ♥️🌻🍀
نوشته ی نرگس رضایی کلاس دوم:
«من ساعت ۸ به مدرسه ی باشکوه زن عمویم آمدم. مانند همیشه وارد دفترش شدم. در دفتر او پنکه بود و خیلی ما را سرد نگه می داشت. مبلهای او نرم بود. من خیلی این مدرسه را دوست دارم برای اینکه کلاسهای خیلی قشنگی دارد. در این کلاسها شکل‌های رنگارنگی دارد. همه جایش زیباست. من این مدرسه را دوست دارم. حتی بیشتر از مدرسه ی خودم چون ناظمی بد اخلاق، مدیری همیشه عصبانی و معلمی اخمو و… هیچ کدامش را دوست ندارم ولی این مدرسه را دوست دارم.»