دختر های کلاس اولی

جلو در کلاس ایستاده بودم که دیدم یکی از دختران دارد گریه می کند، رفتم پیشش و پرسیدم چی شده؟ گفت یک نفر هلم داد پام خورد به میز دردم آمد😢
مانند باران بهاری گریه می کرد.😭 گفتم کی هل ات داد؟ گفت نمی دانم. مقنعه اش از سر کنار رفته بود و موهای حنا گرفته اش دیده می شد. گفتم به به، موهات چقدر خوشگل شدن، رنگشان کرده بودی؟ سرش را تکان داد و گفت آره. موهایش را تا زدم دیدم پیش چشمهایش را گرفت، گفتم به به چقدر باحال شدی، صبر کن بروم گوشی ام را بیارم و ازت یک عکس بندازم. دیدم بقیه دوستانش خندیدند، گوشی را از دفتر آورده و این عکس را همراه دوستانش انداختم. هنگامی که عکس را دوباره به خودش نشان دادم غش غش خندید.😍