دوستی زیباست،گنجشکان و پوپوهای دبستان

۱۳۹۶-۱۰-۳
همیشه پس از زنگ آسایش بچه ها چندتا گنجشک و پوپو(قمری) می آیند روی حیاط دبستان و خرده های نان و کیک و خوراکی بچه ها را می چینند و می خورند. گاهی که در دفتر نشسته و روی حیاط را نگاه می کنم چشم‌انداز بسیار زیبایی است؛ آواز درس خواندن بچه ها از کلاس می آید و گنجشکها و پوپوها هم روی حیاط با خیالی آسوده دانه می چینند و جیک جیک می کنند و آواز می خوانند. امروز که از در دبستان آمدم چشمم به این قمری افتاد که به تنهایی و با خونسردی داشت روی حیاط راه می رفت و خوراکی ها را نوش جان می کرد. ایستادم و گوشی ام را در آورده و این فیلم را گرفتم. دو سه دقیقه ای به درازا کشید اما انگار نه انگار که آنجا ایستاده ام، همچنان کارش را می کرد و یک بار هم تا نزدیکی پایم آنچنان با دلاوری و پررویی پیش آمد که ترسیدم نکند از پاچه ی شلوارم برود داخل
هنگامی که کمی نزدیکش شدم چنان با بی تفاوتی و خونسردی نگاهم کرده و “کُرک” اش هم حسابم نکرد، انگار که او هم از جایگاه ما در این دیار خبر داشت
گمان کنم این یکی هم از خانواده ی همان قمری هایی است که لانه شان هنوز بالای کنتور گاز می‌ باشد و هر شش ماه سه چهار بار و هر بار هم دو تا چوچه می آوردند مانند بسیاری از وطنداران
جور باشید و پر از شوق و شادیِ پرواز، پوپوها و گنجشک های نازنین! از اینکه دبستان کوچک ما را برای زندگی و آواز خوانی و مهمانی هایتان برگزیده اید سپاسگزارم

دیدگاه خود را درباره این بخش بنویسید: