رفاقت های بی مرز

امروز 170 نسخه از ماهنامه رشد دانش آموز را از دفتر چاپ و نشر آموزش و پرورش آوردند. همان شماره ای که در آن در باره ی دوستی کودکان ایران و افغانستان‌ نوشته بودند. در آغاز هفته زنگ زده و برای همه ی شاگردان دبستان سفارش دادم. پیشتر از آن خودم مجله را خریده و خواندم و از بیشتر نوشته ها و مطالب آن لذت بردم. سالها پیش این مجله را برای شاگردانم می خریدم اما چند شماره آن را که خواندم دیدم بسیار کم بار شده است و بیشتر جنبه سرگرمی پیدا کرده بود و اینکه کاری انجام شده باشد و چندان برنامه و اندیشه ای پشت آن نبود. اما اینبار و پس از دیرگاه که مجله را خواندم بسیار بهتر شده است، هم نوشته ها و درون‌مایه ی مجله و هم نگاره ها و نقاشی ها و موضوعاتش. برای همین سفارش دادم که برای همه ی شاگردان بیاورند تا هم آن بخشی که درباره ی دوستی کودکان ایران و افغانستان است را بخوانند و هم از دیگر نوشته‌ های سودمند آن بهره ببرند و بیاموزند. هرچند نقاشی روی پوش مجله چندان چنگی به دل نمی زند و می توانست بسیار بهتر از این باشد، بویژه نقاشی کودک پناهجو و آن کلاهش اما خود گزارش بسیار خوب و دلنشین بود و بی گمان پیوستگی چنین کارها و گام هایی می تواند به شناخت بیشتر این کودکان از یکدیگر کمک کند، اندکی از خودباوری از دست رفته ی کودکان پناهجو را به آنان بازگرداند و هم دید کودکان ایرانی را به پناهجو و کودکانشان بهتر کرده و آنان را برای همزیستی با جهانی ورای این مرزها آماده بسازد.
با سپاس از بانو مرجان فولادوند گرامی از برای این گزارش و اینکه هرگاه به هر نشریه و مجله ای پا می گذارند با دانش و نگاه نوآورانه و ویژه شان آن مجله را برای بچه ها دوست داشتنی تر و خواندنی تر و دیدنی تر می کند.🍀