زنگ آخر ♥️ 🐥🐣

۱۳۹۸-۹-۱۲ 🐥🐣
چند سال پیش در کتابی خوانده بودم که اگر دیدید دانش آموزان یک مدرسه، هنگام فرویش(تعطیلی)، انفجاری از در مدرسه بیرون می شوند، بدانید که آن مدرسه مشکل دارد و بچه ها در آنجا احساس یک زندانی را دارند و هر لحظه می خواهند فرار کنند.
در اینجا و در زنگ پایانی یکی از کارهای سخت همکارانم بیرون کردن بچه ها از مدرسه است. امروز هنگام تعطیلی بچه ها چند دقیقه ای دم در ایستادم، دیدم بچه ها نزدیک مدرسه و روی حیاط سه نفر، چهار نفر، دور هم ایستاده اند و باهم می گویند و می خندند. بلند گفتم بچه ها زودتر بروید و کوچه را خلوت کنید. دیدم چند قدمی رفته و باز ایستادند. یاد آن نوشته افتادم و دلشاد شدم از اینکه این مدرسه با همه ی نداشته هایش جایی دوست داشتنی برای بچه هاست که هر روز دوان دوان به سویش می آیند و به سختی از اینجا پس می روند.
-راستی تعطیلی مدرسه شما چگونه بود؛ انفجاری یا اجباری؟ 😅