زنگ شادی بچه ها

.زنگ شادی بچه ها بود که رسیدم، تا در را باز کردم یکی از دختران پرید جلو و گفت آقا چرا این روزا نمیاین؟ گفتم ببخشید تنبل شدم و چند روز خواب ماندم!پس از جور پرسانی این نگاره را انداختیم