شاگرد دیروز و همکار خوب امروز 

۱۳۹۶-۴-۱۴- شیرینی پیروزی
نام این بانوی ارجمند و گرامی مریم است، مریم عطایی. مریم بانو همکار بسیار خوب مان است که امسال آموزگار بچه های کلاس پنجم بود. مریم دانشجوی مدیریت بیمارستان دانشگاه تهران است و بسیار درسخوان و باهوش و با شخصیت. ماه دوم یا سوم سال آموزشی بود که مریم بانو با معرفی یکی از همکاران پیشین و دیرین آمدند برای همکاری. کمی که گپ زدیم گفت آقای موسوی من شاگرد خودتان بودم، مرا یادتان نمی آید؟ اصلا یادم نمانده بودند. گفت: از کلاس اول تا سوم راهنمایی همین جا درس خواندم و خواهرم هم چند سالی اینجا بود. کمی بیشتر که گپ زدیم گفت: هنوز سخنان تان که سرکلاس مان می آمدید و سفارش می کردید که اجازه ندهید کسی جلو درس خواندنتان را بگیرد به یاد دارم.😇🙋
از درس و دانشگاهش پرسیدم؛ گفت: سال سوم دانشگاه بودم که به خاطر شهریه ی زیاد نتوانستم ادامه بدهم و ناچار شدم دانشگاه را رها کنم و… بسیار افسرده بود و ناراحت. کارنامه هایش را که دیدم بیشتر نمره های دانشگاهش ۱۹ و ۲۰ بود. بسیار اندوهگین شدم، کوشش کردم کاری برایش بکنم و با چند نفری که می شناختم گپ زدم اما هیچ کاری نتوانستم. از خوش شانسی اش، همان روزها یک همکار دیگر کلاسش را رها کرده بود که مریم رفت جای ایشان و آموزگار شد در مدرسه ای که نزدیک ده سال پیش خودش در آن درس می خواند.
به کارش بسیار ارزش می گذاشت و وقت شناس بود. پس از چند روز دیدم که بچه ها در همین زمان کوتاه، همدل و همراهش شده اند. خوشبختانه همراهی با بچه ها کم کم داشت افسردگی نرفتن به دانشگاه را از چهره ی مریم می زدود؛ کوشش خودم را کردم اما نتوانستم برایش کاری بکنم. لیکن خودش با پیگیری زیاد و روحیه ی خستگی ناپذیری که دارد توانست دانشگاه را قانع کند که شهریه اش را قسط بندی کنند و خوشبختانه از ترم بهمن دوباره رفت سر کلاس.
مریم این تابستان در کتابخانه دبستان همکارمان است و برگه ها و دفترها و کارهای مانده را سر و سامان می دهد.
دیروز نزدیکی های ظهر با خوشحالی گفت آقای موسوی خواهر کوچکم در آزمون مدرسه تیزهوشان پذیرفته شده است، بسیار خوشحالم. من هم خوشحال شدم و به مریم و خواهرش شادباش گفتم. امروز که آمدم کتابخانه دیدم این جعبه ی شیرینی خوشمزه را آورده است. گفت: شیرینی پذیرش خواهرم “مینا”ست.
دیدن پیروزی و پیشرفت دانش آموزانم که یک زمانی در این دبستان غریبانه و روی موکت و در کلاسهای کوچک درس می خواندند برایم بسیار شادی آور و دلشاد کننده است و امیدوارکننده به نتیجه ی کار و راهی که هنوز داریم می پیماییم.😊😇
تندرست و شادکام باشی بانو مریم و به امید و آرزوی سرفرازی و پیشرفت های بیشتر برای خودتان و خواهر درس خوان و تیزهوش تان