فدایی فرهنگی

چندی پیش رفته بودم به دیدار مرد روزگار و انسان فرهیخته و کوشای حوزه ی فرهنگ و ادب پارسی جناب استاد “علی دهباشی” که با هماهنگی بانو مریم کوهستانی، هنرمند دردانه و دوست داشتنی و دوست دار افغانستان انجام شد.
ساعت ۷ صبح در خانه شان که دفتر نشریه ی بخارا نیز هست قرار داشتیم. چند تا کتاب انتشارات تاک و ماهنامه را هم برایشان برده بودم. صبحانه خوردیم و دو ساعتی گفتگو کردیم. جناب دهباشی از برنامه های بزرگداشت نویسندگان افغانستان گفتند و شب نکوداشت استاد رهنورد زریاب و سید رضا محمدی و ادبیات افغانستان و بسیار کارها و برنامه های دیگری که در نظر دارند انجام دهند.
با وجود آنکه مدت هاست حال چندان خوشی ندارند و به سختی نفس می کشند به گونه ای که هنگامی که در هال نشسته بودم صدای نفس هایشان را از آشپزخانه می شنیدم اما با این همه همچنان پرتلاش و با برنامه و با انگیزه بودند و زمانی که از کارهای نشریه ی بخارا و نکوداشت ها و دیگر برنامه ها سخن می گفتند عشق و علاقه و انگیزه را می توانستی در نگاه و گفتارشان ببینی و بخوانی.
کمی از مدرسه و مجله و کتابها برایشان گفتم؛ هرچند خودشان با بسیاری از کارهای گروه ما آشنایی داشتند که بی گمان این هم از مهربانی بانو مریم کوهستانی بوده است نسبت به بچه ها و مدرسه و اینجانب.
استاد دهباشی هم از نشریه ی بخارا گفتند و دشواری های کار که بسیاری اوقات همه ی کارها را به تنهایی انجام دهند. کسی که اندک آشنایی با این نشریه داشته باشد می داند که نشریه ی بخارا به حق یکی از پربارترین و ماندگارترین نشریات در حوزه ی فرهنگ و ادب فارسی است که نقش بسیار پررنگی در شناساندن اندیشه های بزرگان این حوزه داشته است که بی گمان بیش از ۲۰ سال پیوستگی انتشار آن نیز با این درونمایه وامدار جناب دهباشی می باشد.
خانه و دفتر کارشان هم برایم بسیار شگفت انگیز بود. حیاط خانه پر از گل و گلدانهای رنگارنگ بود و درون خانه نیز از همان در راهرو کتاب چیده شده بود تا در آشپزخانه و هرجایی که می شد چندتا کتاب گذاشت. به گونه ای که هال بزرگ خانه به چند کوچه از کتاب تقسیم شده بود و برای رفت و آمد باید از میان این کوچه کتابها گذشت و شگفت تر آنکه در لابلای همه ی قفسه ها و کتابها همه جا تندیس و نقاشی و کاردستی و .. جغد دیده می شود در رنگها و شکلهای گوناگون. هنگامی که در باره ی جغدها پرسیدم یک سی دی که مستند خودشان بود را داد و گفت پاسخت را اینجا خواهی یافت!
در پایان گفتگو هم گفت: نادرجان ما فدائیان فرهنگی هستیم و برای زبان و فرهنگ سرزمین پهناور پارسی باید سخت کار کنیم و بکوشیم، بدون خستگی و چشم داشت و تشویق.
هنگام رفتن چشمم به دست نوشته ای از استاد “مجتبی مینوی”، استاد نامی زبان پارسی افتاد که نوشته بود: “اگر به اندازه ی بال پشه ای به تمدن و فرهنگ ایران خدمت کرده باشم زندگانی من بیهوده نبوده است.”
تندرست و پایدار باشی جناب استاد دهباشی ارجمند، بزرگ مرد فدایی فرهنگ و ادب سرزمین پهناور پارسی. جانت جور و دلت شاد بادا.💞