نقل و نبات ها… 🥰😍


۱۳۹۸-۳-۳ 🥰😍
در طول تمام سال هایی که در مدرسه بودم، کلاس اولی ها همیشه برایم دوست داشتنی تر بودند‌؛ اعتراف میکنم کلاس اولی ها نقل و نبات های مدرسه اند.
من خودم از سال اول دبستانم اصلا خاطره ی خوبی ندارم، معلم کلاس اولم آنقدر بداخلاق بود که همه ی بچه های کلاس از او می ترسیدیم. در مدرسه دو تا کلاس اول داشتیم و یادم هست یک بار در همان روزهای نخست که تازه کلاس بندی مان کرده بودند و از قوانین مدرسه سر در نمی آوردم، از ترس معلم مان رفتم سر آن یکی کلاس اول، چون فقط معلمش مهربان تر بود و همیشه لبخند به لب داشت. بماند که وقتی رفتم سر آن کلاس همان خانم معلم مهربان دستم را گرفت و من را برگرداند سر کلاس خودمان و آموزگارمان چقدر مرا دعوا کرد. خیلی برایم غم انگیز بود اما کاری از دستم بر نمی آمد….
بدترین تصویری که در ذهنم از آن دوران مانده، چهره ی دختری بنام زهرا بود، از نظر جثه از همه مان بزرگ تر بود اما آنقدر در روز اول مدرسه گریه کرد که مامانم را میخواهم و ماماااااان مامااااان ، که من و بقیه هم ترسیده بودیم. این وسط اما عکس العمل آموزگارمان از همه بدتر بود، یادم است چنان دادی سر کلاس زد که آن دختر بیچاره بدتر از قبل زد زیر گریه و من و بقیه هم از ترس یواشکی گریه می کردیم.
روز اول مدرسه ی من یکی از تلخ ترین خاطره های دوران تحصیلم هست. اینجا نام آموزگارم را نمیگیرم چون بهرحال آموزش سال اول مدرسه ام را مدیون ایشان هستم. در ذهن من ماندگار شده اما نه از روی مهر بلکه بخاطر خاطرات بدی که از ایشان دارم. آن خاطرات هیچ گاه از ذهنم پاک نخواهند شد. خاطراتی که اینجا نه مجال گفتنش هست و نه جایش…
اما برای مدرسه ی کوچک خودمان خوشحالم، خوشحالم که وقتی وارد کلاس ها می شوم لبخندها و چهره های بشاشی را می بینم که در کمتر مدرسه ای می توان یافت. این نشان از نترسیدن بچه ها از مدرسه و همکارانم هست. این جو نه تنها در بین شاگرد و آموزگاران بلکه در بین همکاران هم وجود دارد. این را زمانی بیشتر از همیشه درک کرده ام که گاهی سرزده به کلاس ها رفته ام.
عکس بالا هم یکی از همان سرزده هاست…
پ.ن: به عنوان کسی که نه سال در کار آموزش بوده پیشنهاد میکنم اگر میخواهید جو یک مدرسه را درک کنید و رابطه ی آموزگاران و شاگردان را دریابید، سری به کلاس اولی هایشان بزنید؛ چیزهای زیادی خواهید یافت.

نوشته بانو مژگان نظری
#کلاس_اول #مدرسه_فرهنگ
#خانه_کودکان_آفتاب
#خانه_کودکان_افغانستان