پدر آموزش و پرورش نوین ایران

1397-6-1-امروز گذرم به میدان رشدیه افتاد، نزدیک میدان جمهوری.
تندیس میرزا حسن رشدیه پدر آموزش و پرورش نوین ایران در این میدان است. نزدیک رفتم و به تندیس و تابلوی روی آن نگاه کرده و درودی به روان پاک این مرد بزرگ و پیشرو فرستادم و چند تا عکس هم گرفتم.
پشت سر تندیس و بسیار نزدیک به آن غرفه ی پلیس را ساخته اند، که همین سبب شده است تندیس به خوبی دیده نشود.
هنگام عکس گرفتن دیدم که چندتا پلیس درون غرفه نشسته و دارند نگاه می کنند، از ترس اینکه یکی شان بیرون آمده و گیر بدهد و سر از کابل جان در بیاورم زود بدرود گفته و دور شدم.😊
در راه برگشت به رنج های فراوانی که این مرد بزرگ و پیشرو برای آموزش کودکان این دیار کشیده است می اندیشیدم و به اینکه در آن روزگار هم کسانی به نام دین و عالم بارها مدرسه و همه ی ساخته هایش را ویران کرده اند اما او نا امید نشده و باز در جایی دیگر مدرسه اش را بنیان نهاده است. تا جایی که چندین بار نزدیک بوده است جانش را هم در راه آرمانش از دست بدهد؛ هرچند در پایان زندگی از آن همه رنج و اندوهی که از دست آدمهای نادان آن روزگار کشید دچار افسردگی و بیماری شده و درگذشت.
این مرد بزرگوار در پایان زندگی اش سفارش می کند که او را پیش دروازه ی مدرسه ای به خاک بسپارند تا کودکانی که هر روز به مدرسه می آیند از روی خاک او بگذرند.
با کوشش‌ ها و ایستادگی این بزرگمرد بود که آموزش و پرورش ایران از حالت مکتب‌خانه ای شکل مدرسه های امروزین را به خود گرفت.
روانت شاد و راهت پر رهرو باد پدر خردمند و بردبار پهنه ی آموزش و پرورش ایران.♥️🌹🍀