کلاس

1397-8-15

یکی از هنرهایی که در این سالیان خوب یاد گرفته ام تبدیل هر خانه کهنه و خرابه ای به مدرسه و هر چهار کنجی به کلاس درس بوده است. ساخت کلاس با دیوار گچی در یک گوشه حیاط، تقسیم یک اتاق به دو کلاس شش متری با برزنت و تخته و دیوار گچی، تبدل هال خانه به سه کلاسی که هرکدام در جدا داشته باشند، تبدیل حمام و آشپزخانه به کلاس، تبدیل مرغدانی و آغل گوسفندان و انباری گوشه ی حیاط به کلاس، ساخت کلاس در بالکن طبقه دوم و… که همه ی اینها را به شکل های گوناگون و در خانه هایی که برای مدرسه گرفته ام انجام داده ام. در این 19 سال کار، هیچگاه مدرسه ی استانداردی نداشته ایم.
همه ی مدرسه هایمان خانه های قدیمی و کلنگی بوده است که مجبور شده ایم آن را مدرسه و اتاق هایش را کلاس کنیم.
این حمام هم یکی از همین کلاس هاست. سال 92-93 به سه نفر از دخترهای ششمی که کلاسشان تشکیل نشده و بسیار ناراحت بودند گفتم جا نداریم، فقط همین حمام مانده است. یکی شان که دختر جسور و درسخوانی هم بود چشمانش برق زده و گفت: همین جا را برایمان کلاس کنید، ما همین جا می خوانیم. چاره ی دیگری نداشتم. گفتم باشه. نصف روزه دوش آب و شیرها و جا لباسی و… را از حمام کنده و رنگ زدم و یک تخته ی سفید کوچکی سفارش داده روی دیوار ته کلاس کاشتم. سه تا صندلی دسته دار برای بچه ها و یک صندلی هم برای آموزگار به زور جا می شد. کلاس جور شد و آن سه دختر توانستند کلاس ششم را بخوانند و سال دیگر به مدرسه ی دولتی بروند.
بعد از آن اینجا شد کلاس بچه هایی که جا نداشتند و کلاس شان تعطیل می شد. دو سالی هم دفتر ناظم مدرسه بود. امسال دو نفر از شاگردان نمی توانستد عصر بیایند. حسین که از پیش دبستانی اینجا درس خوانده بعد از ظهرها سر کار می رود، طیبه باید همراه خواهر کوچکش صبح ها بیاید و برود، یگانه هم با دو سه نفر دیگر که راهشان بسیار دور است و از احمدآباد می آیند. دو هفته پیش دفتر ناظم را بردیم اتاق آموزگاران و اینجا باز کلاس درس شد. وقتی به حسین زنگ زدیم که بیا کلاست راه افتاده بسیار خوشحال شد. آن دختر میانی هم که فقط هر روز خواهر کوچکش را می برد و می آورد رفت سر کلاس و آن یکی هم که بعد از ظهرها می رود کلاس خیاطی از این پس می تواند درسش را بخواند.
اندازه کلاس دو و نیم متر در یک و بیست سانتی است. هربار که آموزگار می خواهد برود داخل کلاس یکی، دو تا از بچه ها باید بیرون بیاید تا راهش باز شود. امروز که از بچه ها پرسیدم کلاس تان چگونه است با لبخند گفتند خیلی خوب است، فقط کمی کوچک است!🙈