گلدان های مادر کلان شبنم و سارا

۱۳۹۶-۹-۲۲
– امروز مدرسه نبودم، مادرکلان شبنم و سارا این سه تا گلدان را برایم آورده بود. همکارم جناب نوروزی گفت مادرکلان سارا و شبنم این گلدان‌ها را خودش آورد و بسیار دعا و سپاسگزاری کرد از شما
شبنم و سارا دو تن از دانش آموزان ما بود که تا هفته ی دوم آبان اینجا درس می خواند اما خوشبختانه کار نام نویسی شان در مدرسه ی دولتی نزدیک خانه شان درست شد و رفتند آنجا.
سارا و شبنم دوگانه(دوقلو) هستند و امسال کلاس سوم اند. هردوی شان هم از کلاس اول همینجا درس می خواندند. شبنم و سارا پدر و مادر بالای سرشان نبود و از کوچکی نزد مادربزرگ و عموی شان زندگی می کردند و در همه ی این چند سال مهمان مدرسه بودند.
یادم هست هنگامی که در کلاس اول نام شان را نوشتم، مادرکلان شان هروقت می دید اینقدر دعا می کرد و قربان صدقه می رفت که بیشتر وقت ها کوشش می کردم زیاد باهاش سردچار نشوم از بس سپاسگزاری می کرد.
امروز هم با اینکه نزدیک یک ماه و نیم است که سارا و شبنم رفته است اما بازهم برای قدردانی آمده و این گلدان‌ها را آورده بود، کاری که در این سالیان بسیار کم دیده ام از خانواده های دانش آموزانم.
یادم هست یکبار نیز یک دستمال خامک دوزی شده و یک لیف دست باف بسیار زیبا را برای روز معلم برایم آورده بود
جانت جور و دلت شاد مادرکلان ارجمند و با معرفت که هنوز من و مدرسه را به یاد داشته و این گلدان های زیبا را آوردی
امیدارم که روزی دانشگاه رفتن نواسه هایت را ببینی و دل خودت و روح مادر شادروان شان شاد شود