۱۳۹۸-۶-۱۳

۱۳۹۸-۶-۱۳-نوشته بانو حسنی
تابستان امسال خیلی گرم بود من و دانش آموزانم خیلی از این گرما شاکی و کلافه بودیم البته بچه ها بیشتر چون دوستان شان خانه هایشان و یا مسافرت بودند ولی آن ها برای جبران سال هایی که درس نخواندن به مدرسه می آمدند. من هم هر روز انگیزه سازی می کردم؛ از آخر تابستان و رفتن به پایه بالاتر می گفتم، یک روز هم گفتم اگر کلاس خوب پیش بره و وقت اضافه بیاوریم یک ناهار مهمان من. همه دست و جیغ زدند، ایجاد انگیزه ای زلزله‌ ای.
از آن به بعد هر روز می‌پرسیدند: خانم درسا خوب پیش رفت؟ وقت اضافه اوردیم ؟☺
و سرانجام روز موعود
ناهار به صورت گروهی آماده شد. ناهاری بسیار ساده چیزی که همه در خانه می‌خورند اما برای بچه ها لذت بخش بود.🤗 چون همه با هم در خرید و پختن ماکارونی همکاری کردیم و در فضای باز با همکلاسی ها ومدیر مهربان شان سر یک سفره نشستیم. 😊