😊زهرا

 

۱۳۹۸-۶-۱۱- نوشته بانو مژگان نظری
ایشون زهرا خانم هستند. هربار تو مدرسه میدیدمش این لبخند رو داشت. یه بارم رفته بودم مدرسه دیدم از بالا پشت نرده ها بهم گفت خانم نظری و لبخند زد.
سال گذشته مدرسه ی ما بودند و امسال به پاس یزدان کارهای ثبت نامشون در یک مدرسه ی دولتی درست شده و اومده بود پرونده ش رو بگیره. اومده بود میگفت دلم برای خانم یعقوبی تنگ شده. مادرش میگفت به من گیر داده بود منو ببر مدرسه خانم یعقوبی(ناظم) رو ببینم. ایشون نبودند و متاسفانه نشد خانم ناظم مهربون ما رو که سفر هستند، ببینند.
منم با این صدای گرفته یه کم باهاش گپ زدم و ازش اجازه گرفتم بذارم اینجا که این شوقشو خانم یعقوبی ببینه که زهرا هنوزم پر انرژی و پر از لبخند هست. تازه میگفت منو ببرید خونه ی خانم یعقوبی 😄 …
اینکه تونستیم یک سال دیگر هم شرایط آموزش بچه ها رو فراهم کنیم تا در پایان این شور و لبخند را ببینیم، زحمت های همکاران مان بوده و هست، از خانم یعقوبی گرفته تا همه ی همکاران داوخواه که برای مدرسه و بچه ها زمان گذاشتند.
همیشه هرجا که هستید تندرست و شادکام باشید. 😊