مهر بسیار مهربان

 کلاس اول ابتدایی بودم. یکی دو ماهی از آغاز سال تحصیلی می گذشت و شیرینی مدرسه و کلاس، تازه زیر دندانم مزه کرده بود. یک روز معلم مهربان کلاس­مان- که هرجا هست خدا نگهدارش باشد- من و چهار پنج نفر از بچه ­های مثل مرا از کلاس بیرون آورد و آهسته گفت که دیگر نمی توانیم در این مدرسه درس بخوانیم؛ که ما با بقیه بچه ­ها فرق داریم و …  لرزش پِلکَش و سرخی گونه­اش، در وقت گفتن آن حرفها را هنوز از یاد نبرده ام. آن روز با دست و پای آویزان و لب های کشال از مدرسه بیرون رفتیم. خیلی تلخ بود. بعدها پدرم کارت شناسایی گرفت و من توانستم درس بخوانم اما  تلخی جدا شدن از همکلاسی­ ها و معلم خوب کلاس اولم، از یادم نرفت.

«همه ­ی کودکان ساکن ایران، حتی بی­  مدرک­ ها، می­توانند به مدرسه بروند.» این یکی از شیرین ­ترین خبرهایی­ است که تاکنون شنیده ­ام. خیلی شیرین. خیلی هم برای این خبر انتظار کشیده­ام. از زمانی که توانسته ­ام کار برای کودکان را شروع کنم، بارها شعار «همه­ ی کودکان حق دارند به مدرسه بروند» را شنیده ­ام. انجام دادن این شعارِ درست، در عمل، کار سختی است. بحث هزینه­ ها و پول و امکانات و قوانین در میان است؛ شجاعت لازم دارد. اما اکنون مهم این است که این اتفاق افتاده ­است. برای همین باید خوشحال باشیم.

هیچ جنگی با تصمیم کودکان شروع نشده است. آنها برای مهاجرت کردن هم تصمیم نگرفته ­اند. دنیای کودکی، دنیای صلح، صفا و برابری است. کودک، کودک است؛ از هرجایی که بیاید و در هرجا که باشد، حق دارد به مدرسه برود. با این حال، من هم مثل همه­ ی کودکانی که اکنون حق رفتن به مدرسه­ ی همگانی و نشستن در کلاس درس را پیدا کرده­اند، از همه­ ی کودکان و بزرگترهای ایرانی سپاسگزارم؛ متشکرم.

خیلی ­ها به سختی کار کرده ­اند، تا امسال، کودکان زیادتری بتوانند به مدرسه بروند. من مطمئنم که بچه ­ها ارزش فرصت تحصیل  و نشستن در کلاس را خوب می­دانند و بیشتر از گذشته برای یادگیری می کوشند. مهر همیشه برای بچه­ ها ماه مهربانی بوده است و شادی و لبخند؛ اما مهر امسال برای بسیاری از آنها بسیار بسیار مهربان است. مهرتان پایدار بادا.­­

محمدامین زواری