آدمک پل چوبی

نادر موسوی

آدمک پل چوبی- نویسنده نادر موسوی
1395-1-6

این آدمک را مهرماه 1380 و یک شبی که بسیار دلتنگ بودم رفتم روی چندتا در و دیوار در این خیابان کشیدم.
امروز که رفته بودم وزارت ارشاد در مسیر برگشتم از همان خیابان می گذشتم، پیاده آمدم و همانجاها را نگاه کردم تا شاید یکی از آدمک هایم را ببینم. دیدم همه ی آدمک ها پاک شده اند. یا دیوار ها نقاشی شده بودند، یا خانه ها نو شده بود و یا هم از آن دیوارها اصلا خبری نبود اما در پایان راه که خیابان داشت تمام می شد چشمم به این آدمک افتاد. دیدم که این آدمکم هنوز خندان مانده است در کنار در حیاط خانه ای قدیمی که نه رنگ شده بود و نه تعمیر و نه ویران. در خانه قفل بود و نشان می داد که سالهاست کلیدی در آن نچرخیده و گشوده نشده است و روی دیوار و در حیاط را غبار و دود و رنگ کهنگی گرفته است مانند دلهای بسیاری از ما که سالهاست قفل مانده است، دلهایی که به آنها قفل های سنگی خورده و هیچ کلیدی توانایی گشودنش را ندارد.

شادباشی آدمک تنهای من.😍

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط