شوق دیدار

1394-9-22 – کوچه ی دبستان
در طول دوران کاری ام یکی از لذت بخش ترین صحنه ها دیدن آمدن بچه ها به سوی مدرسه بوده است، مخصوصن در اول صبح که بچه های مدارس دولتی از همه طرف به سوی مدرسه هایشان می دوند، در آن میان بچه های مدرسه ی ما هم با شوق و ذوق زیاد به سمت مدرسه ی کوچکشان در انتهای یک کوچه ی خلوت می آیند، خوشحال می شوم که توانسته ایم فضایی شاد و صمیمی برای بچه ها درست کنیم، جایی که بچه ها هر روز صبح با شوق رفتن به آنجا سر از بالشت بر می دارند و بدون ترس و هراس و با شادی به سوی آن می دوند. مدتها بود که می خواستم اول صبح از آمدن بچه ها فیلم و عکس بگیرم، اما فرصتی فراهم نمی شد، تا اینکه امروز صبح وقتی درِ مدرسه را باز کردم دیدم دوربین داخل کیفم هست، جلو در ایستادم و از آمدن تک تک بچه ها عکس انداختم، شادی و لبخند را می شد در چهره ی یکایک آنها دید. خوشحالم که بچه های این مدرسه نه از مدیرشان هراسی دارند و نه از ناظم و نه از هیچ یک از آموزگاران، چیزی که خودم در دوان مدرسه گاهی تجربه کرده ام و یا در دیگر بچه های همدوره ام بسیار دیده ام و یا می بینم. بنیان رابطه ها در مدرسه ی ما بر اساس دوستی و احترام است نه ترس از کم شدن نمره ی انضباط و اخراج و کتک و … کوشیده ایم مدرسه جایی باشد که دانش آموزان و همکاران هر روز با شوق و شادی به سوی آن گام برمی دارند نه ترس و نگرانی.
به امید جهانی آباد با کودکانی شاد و باسواد

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط