گم

داستان افغانستان

گم (مجموعه داستان)، مریم محبوب/ چاپ اول 1397

بخشی از کتاب را می خوانید:

زليخا مي دانست كه اگـر شـيون و نالـه هـايش را در خـود، خَـپ نكند و در فرياد رها نمايد، كسي او را نخواهد شـنفت. كسـاني كـه در اطراف او بودند، با او بيگانه بودند، با درد او بيگانـه بودنـد. اگـر گاهگداي هم اشك او را مي ديدند، به حساب عادتش مي گذاشتند:
«زليخا عادت كرده كه مدام گريه كند!»

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط

Amu
Amu
Amu