1399-9-30-جشن شب یلدا🍉
با ترس و لرز و با رعایت همه ی جوانب سفره ی کوچک یلدایمان را پهن کردیم، بچه ها یکی یکی آمدند، یک دانه انار و چند مشت پفیلا و یک نماد شب یلدا را دریافت کرده و زود رفتند.😢😒
باهم ملق زده و نگاره ای به یادگار گرفتیم و با شعار:
“نه منو ببر به خونتون
نه بیا به خونه ی ما
و
شُله ی خود را می خوریم و در کنج خانه می مانیم”
جشن یلدا را برگزار کردیم.
روز به یادماندنی بود، دیداری کوتاه پس از دوری زیاد، دیدن لبخندهای شادمانه و دلتنگی های بچه ها برای مدرسه و آموزگارشان. ♥️
پانویس:
یک مثل داشتیم در روستایمان که می گفت: شله ات را بخور و پرده ات را بکن؛ یعنی کاری به کار کسی نگیر و سرت تو کار خودت و زندگی ات باشه. مثلی که در این روزهای کرونایی بسیار بیشتر به کار می آید.😊

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط