مهیاوه ی بندری و ناس وطنی!

نمایشگاه کتاب

مهیاوه ی بندری و ناس وطنی!- نویسنده نادر موسوی
1294-8-22 – غرفه ی نشریات استان هرمزگان

یک روز مانده با پایان نمایشگاه رفتم که نمایشگاه را ببینم و کنجکاو شدم که از غرفه ی بندرعباس هم دیدن کنم. چشمم به عکسهای آقا یوسف جلال زاده افتاد که در شکل و شمایل و هیبتهای گوناگون نمایشگاهی از عسکهای شان برگزار کرده بودند، یکی از عکسها آنقدر طبیعی بود که شک کردم که خود همین عکاس باشد، همه چیزش می خورد به جنایتکاری که دستگیر شده است، ترس و نگرانی که در چهره داشت و ظاهر به هم ریخته و همه چیزش! فردای آن روز رفتم که خودشان را از نزدیک ببینم. وقتی رسیدم وسط غرفه داشت جمع و جور می کرد و آماده می شد برای رفتن.

خودم را معرفی کردم. وقتی گفتم که 15 سال بندرعباس بوده ام خندید و گفت تو که چوک بندری، پس بِی چی بندِرِی گپ نازَنی؟ منم که زبان بندری را مانند زبان مادری مسلطم شروع کردم به بندری حرف زدن، بازهم خندید و گفت حالا درست بو! مثل همه مردم خونگرم و شوخ طبع بندر خیلی زود رفیق شدیم و کلی در باره ی بندر و خاطرات آنجا گپ زدیم، روی پروژه ی عکاسی کار می کند به نام صلح و دوستی، که قرار است در لباس 1000 شغل و ملیت و قومیت متفاوت از خودش عکس بیندازد، تا حالا 500 تایش را رفته است. گفتم در لباس افغانی که عکس نداری هنوز؟ گفت نه اما یک دوست افغانی ام یک دست لباس سنتی برایم فرستاد اما کلاهش بسیار کوچک بود! گفتم والا این سر شما که من می بینم در سبد میوه هم جا نمی شود چی برسد به کلاه افغانی! گفت نه به وقتش موهایم را کوتاه می کنم. گفتم یوسف جان من که در کودکی سوراغ و مهیاوه ی بندری را زده ام چندباری، برای تحکیم دوستی حتمن یک سفر باید بیایی مزار شریف تا چای سبز و ناس وطنی ما را هم بزنیم!
گفت امیدوارم که هرچی زودتر صلح کامل در آنجا برقرار شود، خیلی دوست دارم شهرهای افغانستان را ببینم، من دوست افغانی زیادی دارم که هر ماه از آنجا برایم زنگ می زنند و بعد از سالها هنوز باهم دوستیم.

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط