شروع داستان «سرخ و سپید»:
کبوتر سپید با دستان رئیسجمهور به هوا پرتاب شد. کبوتر پرید، رئیسجمهور نیز با پنجههای پاهایش ایستاد؛ مثل این که میل داشت با کبوتر به پرواز درآید. صدای هوهوی بالهای کبوتر در میان غریو شادی و ابراز احساسات مردم در استدیوم بزرگ محو شد.
رئیسجمهور به حاضرین گفت: «امروز این کبوتر را از برای شما رها میکنم. این کبوتر پیامآور صلح است. هرجا که برود با خود صلح میبرد.



