آمادگی برای مهر

آمادگی برای مهر- شهریور 1397 (محبوبه محمدی، آموزگار مدرسه فرهنگ)

 روزهای پایانی تابستان است و تکاپو برای ثبت نام بچه‌ها در مدارس همچنان جریان دارد. طبق روال هرسال برنامه‌های جدیدی برای مهاجرین دارند. امسال به کسانی که کارت شهرستان دارند و یا کمتر از 2 سال در ایران بوده‌اند، «برگه حمایت تحصیلی» نمی‌دهند. همچنین زمان کمی برای ثبت نام گذاشته‌اند و هر دفتر کفالت، سهمیه‌ای برای دادن «برگه حمایت تحصیلی» دارد که اگر برگه‌هایش تمام شد مردم باید به دیگر دفاتر کفالت مراجعه کنند.

امسال تعداد بچه‌های جدید ثبت‌نامی خیلی بیشتر از دانش‌آموزان قدیمی است. اکثر آنها تازه از افغانستان آمده‌اند و توانایی پرداخت شهریه ندارند.

مدرسه در حال آماده‌شدن است. امسال تغییرات خوبی ایجاد شده‌است. کف کلاس‌ها سرامیک سفید شده تا دیگر بو ندهد و کلاس‌ها چهره‌ی روشن‌تری داشته‌ و قابل شستشو باشند. این کار هزینه‌ی زیادی برای مدرسه داشت. ای کاش زودتر این کار را می‌کردیم. پارسال کلاسم اینقدر بو می داد که حتی در سرمای زمستان ترجیح می دادیم درب کلاس باز باشد. هرچه هم می‌گفتم کلاس را بشویید، می‌گفتند شسته نمی‌شود. یا کلاس بالای اول که سیمانش کنده شده بود و زنگ که می خورد، اگر یک نفر پایش به آن چاله گیر کرده، می‌افتاد؛ شاید 10 نفر دیگر روی او می افتادند و فاجعه درست می‌شد.بماند که بر سر هزینه‌هایش با آقای براق‌زاده، داستان‌ها داشتیم اما خیلی خوب شده بود.

امسال یک عده دانشجو داوطلبانه دیوارهای کلاس‌ها را تعمیر کردند و رنگ سفید زدند و طرح های جدید کودکانه هم روی دیوارها کشیدند. خیلی طول کشید اما واقعاً زحمت کشیدند و خوب و اساسی درست کردند. دختران و پسران دانشجوی پرانرژی که صبح تا غروب بدون هیچ چشم داشتی برای درست کردن یک فضای مناسب و شاد برای بچه‌های هم‌نوع خود زحمت کشیدند. ما فقط ناهارشان را درست می‌کردیم. زحمت درست‌کردن ناهار هم با سوریا و آقای نوروزی بود.

امسال میز و نیمکت و کف حیاط مدرسه را هم از نو رنگ کرده‌اند. خیلی عالی شده. باز هم بیشتر زحمت بر دوش آقای نوروزی، سوریا و پریسا بود که اعضای ثابت تیم رنگ‌مالی بودند. البته عده‌ای از همکاران هم داوطلبانه گاهی به آن‌ها ملحق می‌شدند و کمک می‌کردند. تلاش بی‌وقفه‌ی همکارانم واقعا شایسته‌ی تقدیر است. در آن هوای گرم در حیاط مدرسه چقدر عرق ریختند و کار کردند تا بچه‌ها در روز اول مدرسه، با دیدن کلاس، میز، نیمکت و مدرسه‌ی زیبا احساس خوبی داشته باشند.

لباس‌های فرم بچه‌ها را از مشهد سفارش دادیم چون در تهران لباس با قیمت کمتر از 120 هزار تومان گیر نمی‌آمد و خانواده‌های ما توان پرداخت چنین پولی را نداشتند. همه‌ی همکاران مدرسه و آقای موسوی در مشهد، برای انجام اندازه گیری‌ها، سفارش‌، ارسال، دریافت و تحویل لباس‌ها زحمت کشیدند تا یک لباس فرم زیبا با قیمت مناسب به دست بچه‌ها برسد؛ اگرچه نتوانستیم در روز اول مدرسه به دست بچه‌ها برسانیم.

امسال با کمبود کاغذ مواجه شدیم و به همین علت وقتی برای گرفتن کتاب، نامه زدیم، یک نفر را برای بازرسی فرستادند تا تعداد ثبت‌نامی‌ها را ببینند و کتاب بدهند تا کسی کتاب اضافه نگیرد. کتاب‌های بچه‌ها را به سختی توانستیم از آموزش و پرورش بگیریم. بازرس هم به سختی قانع شد تا نامه‌ی ما را تأیید کند. حالا با گذشت چند هفته از آغاز سال تحصیلی، مدیران مدرسه هنوز دست به دامان کتاب‌های دست دوم برای برخی از بچه‌ها هستند.

قسمت تکمیل پرونده‌ها و مدارک هم امسال بر عهده‌ی من بود که برنامه‌ها و داستان‌های جالبی را در حین ثبت نام می‌دیدم.

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط