رفته ها برنمی گردند

رفته ها برنمی گردند (مجموعه داستان)، عبدالقادر مرادی/ چاپ اول

 

بخشی از کتاب را می خوانید:

وقتي خرد بودم، چنـد سـال مكتـب خوانـدم و زود دمـش را رهـا كـردم. هر چند پدرم كوشـيد تـا پـايم را بـا درس و تعلـيم ببنـدد؛ نشـد. از خانـه و مدرسه مي گريختم و خوش مي شدم كه شب ها را در ويرانه ها سپري كـنم و با مهتاب و ستاره هاي آسمان درد دل كنم. پسان ها كوشش كردند تا بـه من كسب و كاري سراغ كنند يا هم كارهايي را كه شايد بچه هاي محله ي ما مي كردند، من هم بكنم. مگر نشد.

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط

Amu
Amu
Amu