زمستان، سیدضیا قاسمی/ چاپ اول زمستان 1398
بخشی از کتاب را می خوانید:
نمي دانم دنبال چه مي گردم كه چشمم به لينك فـيلم مـي افتـد. مسـتندي درباره ي باغ وحش كابل، در زمان جنگ هاي دوره ي مجاهدين. امشـب هم مثل همه ي اين شب ها خوابم نمـي بـرد. چـراغ اتـاق را هـم زودتـر از هميشه گُل كرده ام. بلكه خـواب بـه چشـم هـايم بيايـد. امـا نـوري كـه از چـراغ هـاي روشـن محوطـه ي كمـپ از درزهـاي پـرده بـه درون نفـوذ مــي كنــد، فضــاي اتــاق را ســايه روشــن كــرده اســت.



