مصیبت کلنگان (مجموعه داستان)، حسین فخری/ چاپ اول زمستان 1397
بخشی از کتاب را می خوانید:
كم كم روشنايي پريده رنگي از لاي درزها و تيركش هـا بـه درون راه كشيد. سردي هوا در شكارچي پير رخنه كـرد. پوسـتش سوزشـي گرفته بود. پسرش روي پتـويي افتيـده خـورخـور آرامـي مـيكشـيد.
پيرمرد شانه ي پسرش را تكان داد و بـا صـداي بلنـدي گفـت: «بخيـز، بخيز، ناوقت مي
شود.»
پسرش راست و چپ خزيد و صداي اعتراض آميز و خواب آلودش پيچيد: «چي گپ است؟»



