مقدمه کتاب «نامه ای به طالبان»
طی پانزده سالی که در حوزهی آموزش کودکان مهاجر افغانستان در ایران مشغول به کار بودهام همیشه این سؤال را در ذهن داشتم که این کودکان در مورد کشور خود و به خصوص طالبان چه تصویری در اندیشه دارند؟ و جنگ، آوارگی و محرومیت حاوی چه مفهومی برای آنهاست؟
از آنجا که برخی از کودکان مهاجر سالهای اولیه زندگی خود را در افغانستان گذراندهاند، کما بیش تجربهی مواجه نزدیک با طالبان را دارند. و یا ممکن است در خانه و از زبان پدر و مادر و دیگرانی که خود شاهد حکومت و جنایات طالبان بودهاند خاطراتی شنیده باشند. سوال اساسی این بود که چنین تجربیات و روایتهایی چه اثری بر اندیشه و ذهنیت این نسل از مهاجران در خصوص مسائل کشور خاستگاه خود داشته؟ شیوه برخورد این کودکان با چنین موضوعاتی چه خواهد بود؟ این دست سوالات و دغدغههای ذهنی سبب شد تا آن را به صورت عینی و بدون پیش فرض با خود بچهها در میان بگذارم. به همین منظور در سال تحصیلی 87 – 1386 مسابقه ای با عنوان «نامه ای به طالبان!» میان دانش آموزان مهاجر برگزار کردم که با استقبال بسیار زیاد کودکان مهاجر روبرو شد و بیش از شش هزار نامه از شهرهای مهاجرنشین ایران به دستم رسید. چنین استقبال بینظیری اهمیت کار را بیش از پیش بر من روشن کرد و ایده نشر کتابی بر همین اساس را شکل داد. کار آغاز و پس از مطالعهی دقیق و گاهاً چندبارهی نامهها که قریب دو ماه و نیم به طول انجامید، سرانجام حدود 150 نامه انتخاب شد. متاسفانه مسائلی مانع از ادامه و پیشرفت مستمر این طرح شد تا این که دوباره در سال 1393 ادامه کار کتاب را از سر گرفتم. نامهها بر اساس محتوی دستهبندی شدند و برای هر بخش مقدمهای تحلیلی نوشنه شد. متن نامهها برای ویرایش آماده و تلاش شد زبان کودکانهی آنها حفظ گردد. در برخی از نامهها غلط اصطلاحی یا املایی موجود در متن را اصلاح نکردیم تا احساس کودکانه، لطافت گفتار و در مواردی خشم معصومانهای که در نگارشها موجود بود منتقل شود. البته بسیاری از نامه ها طولانی و مفصل بوده و گاهی بیش از چهار یا پنج صفحه را شامل می شدند که حکایت از دغدغه ذهنی و توجه این کودکان به مسایل و مشکلات سرزمین مادریشان داشت.
لازم به ذکر است که بر اساس همین دغدغه چندین مسابقه دیگر نیز برگزار شده است و کتب دیگری بر همین سیاق در دست تدوین است که تحت عنوان نامه های صلح به زودی برای نشر و توزیع عرضه خواهند شد. امید است که مجموعه کتب «نامه های صلح» بتواند قدمی درخور برای نیل به هدف مکتوب کردن روایت تاریخ زندگی نسل های مهاجر در ایران و همچنین تحلیل موقعیت فعلی و برآورد وضعیت آتی ایشان فراهم آورد. در واقع هنگام مطالعه این نامه ها در کلمه به کلمه و خط به خط آنها میشد عشق به سرزمین مادری، نگرانی از ویرانی و جنگ را دید. کودکی و هویتی که با ابراز نگرانی از آیندهی افغانستان و آرزو و علاقهمندی برای بازگشت و همچنین تلاش برای تحصیل به امید مشارکت در سازندگی فردای کشور گره خورده بود. چنین موقعیتی وظیفهی مسؤولین آموزشی و فرهیختگان مهاجر و جامعهی میزبان را حساس تر می نماید. بدون شک کودکان دارای هویت و تعلق خاطر به یک سرزمین آیندهی بهتری برای خود و میهن شان خواهند داشت و ثمرات آن چه در زمان حال و چه در آیندهای نه چندان دور هم برای جامعهی میزبان و هم برای کشور مادر سودمند خواهد بود. امیدوارم که این مجموعه بتواند بخشی از هدف پیش گفته را محقق نموده و همچنین امکانی برای نشر ندای دعوت به صلح و آشتیِ کودکان شود. شاید طنین این ندا در گوش کسانی که سبب شعله ور شدن جنگ در افغانستان و یا هر گوشهای دیگر از جهان می شوند، برای لحظهای آنها را به تفکر وادارد.
لازم میبینم از زحمات معلمان و مدیران پرتلاش و دلسوز مدارس خودگردان مهاجرین که با کمترین امکانات پرچم آموزش و انسان پروری را با همهی سختیهای مهاجرت به دوش گرفتهاند تشکر و قدردانی نمایم. بدون شک اگر همکاری و همدلی این عزیزان نبود جمع آوری این تعداد نامه، مطالعه، چاپ و رساندن صدای این کودکان به گوش بزرگترها و تصمیم گیرندگان جامعه غیر ممکن بود.
به امید جهانی آباد با کودکانی شاد و باسواد
نادر موسوی – خانه ی کودکان افغانستان


