پایان غم بزرگ اسدالله حبیب (مجموعه داستان)- چاپ اول زمستان 1398
شروع داستان کشف بزرگ
شهر ما عبارت بود از خانه هاي يك منزله ي كهنه، چند تا مسجد، يك بازار تنگ و تاريك سرپوشيده كه از آن هميشه صداي پتك آهنگـران شـنيده ميشد. كوچه هاي تنگ و پيچ پيچش به نـام هـاي اهـل حرفـه مسـمي بـود :
زرگرخانــه، چــرم گرخانــه، كوچــه ي نعــل بنــدها، كوچــه ي مــوچي هــا و سرتراش خانه و كوچه ي پوستين دوزها و غيره …



