چشمه چشمه سالنگ
نادر احمدی متولد آبان ماه 1344 هجری شمی در تاوه ی الیاتو از توابع ولایت غزنی است. در فروردین 1360 به ایران مهاجر شد و اسفند همان سال وارد حوزه ی علمیه ی مشهد شد اما علاقه اش به شعر او را به ذوق ورزی وا داشت سال 1369 به جمع جوانان شاعر در مشهد پیوست که بعدها انجمن انقلاب اسلامی افغانستان نام گرفت در سال 1375 هم گام با دوستان شاعر و نویسنده اش ضمن عضویت در مرکز نویسندگان افغانستان فصلنامه ی دُردری را بنیاد گذاشتند نادر احمدی در هیئت تحریریه ی آن فصنامه دبیری بخش هنر را بر عهده داشت چند سالی هم گرداننده ی نشست های نقد و بررسی شعر دُردری بود. او در دوازدهم فروردین 1383 با خانواده به استرالیا مهاجرت کرد در سال 2007 میلادی با تعدادی از شاعران شاخه ای از در دری را در استرالیا راه انداخت که با برگزاری نشست های هفتگی نقد و بررسی شعر و داستان و شب های فرهنگ آدلاید به مدت چهار سال ادامه داشت نادر احمدی در این اواخر بر سرودن در قالب آزاد و همکاری با دانشنامه ی هزاره از انگلیسی به فارسی نیز ترجمه می کند پیش از این از او دو مجموعه شعر مردان برنو و گل پیراهن سارا منتشر شده بود.
اشعار این کتاب کلاسیک است و ۹۰درصد در قالب غزل سروده شده است. این کتاب از لحاظ محتوا بیشتر حول مسائل اجتماعی و سیاسی یعنی رویدادهایی که در جامعه افغانستان بهوقوع پیوسته است میچرخد و درواقع بخش زیادی از این شعرها انعکاس آن چیزی است که در جامعه (افغانستان) روی داده است. موضوع دیگری که در این کتاب به آن اشاره شده است، مهاجرت و فراق است. موضوع بعدی که در این اشعار به چشم میخورد، عشق است.
بخشی از کتاب چشمه چشمه سالنگ
سرماتر
ورق برگشته است و یار من گیسو پریشان است
دل دردانهاش آیینه از ساز خراسان است
هوای روزهای روشنش تا قسمتی ابری
شبانگاهان اتاقش تلخی اعماق زندان است
کمی وسواس و دلبیدل، کمی غفلت، کمی تردید
گلم در کردههایش پایبند عقل بیجان است
سرش داغ و دلش گرم و دو چشمش جام خون ام
ا تنش سرماتر از برف بلندیهای واخان است
اگرچه غنچگیاش را ربوده بادها اما
میان باغ پروانش بهار گل فراوان است



