کتاب درسی

چهل سال است که کودکان افغان در جنگ متولد می شوند. کودکانی که نه در شروع و نه در ادامه ی جنگ هیچگاه نقشی نداشته اند، اما آن ها همیشه قربانیان اصلی جنگ بوده اند.
عده ای از این کودکان خوشبخت بوده و از جنگ جان سالم به در برده اند، اما باز هم این کودکان هستند که قربانی می شوند، قربانی تصمیمات و سیاست های اشتباه آدم بزرگ ها.
اینجا از کودکان به عنوان اهرم فشار استفاده می شود تا خانواده هایشان را تحت فشار بگذارند. برای همین کودکان را از حق رفتن به مدرسه و تحصیل، ورزش کردن و حتی کتاب داشتن محروم می کنند تا شاید و شاید خانواده برگردد به جایی که از آن فرار کرده. اما متاسفانه آن ها نمی دانند زندگی در جنگ به چه معناست، نمی دانند با چشم باز خوابیدن یعنی چی. نمی دانند طالب کیست و داعش چطور سر می برد. باید بدانند آدم هایی که همه ی زندگی شان را گذاشته و فرار کرده اند هرگز به خاطر مدرسه رفتن و کتاب داشتن بچه هایشان به جهنمی که طالب و داعش برای آن ها ساخته، برنمی گردند.
از آن جایی که امسال به هیچ کدام از مدارس خودگردان کتاب درسی نداده اند، مجبور به استفاده از کتاب های دست دوم شدیم. از بچه ها خواستیم که کتاب های سال قبل شان را به مدرسه بیاورند و همان ها را جدا کرده و با تعداد کمی کتاب نو که از پارسال باقی مانده بود به بچه های امسال بدهیم. هنگام جدا کردن کتاب ها، به این کتاب فارسی دوم ابتدایی چشم‌مان افتاد. کتابی که اسم نداشت اما عشق به افغانستان در آن پیدا بود. دانش آموز با مداد رنگی پرچم افغانستان را کشیده و با دست خط زیبایش اسم کتاب را هم نوشته.
با این که کل روز ناراحت بودم و غر می زدم اما با دیدن این کتاب امیدوار شدم و با خود گفتم نسل جدید قوی تر از این حرفاست که با نداشتن کتاب و نرفتن به مدرسه ی دولتی ناامید شوند و بایستند. آن ها آنقدر می جنگند و می دوند تا بالاخره به جایی که حق شان است برسند. خوشحال شدم از این که هنوز کودکان افغانستان را دوست دارند و به آمدن صلح امیدوارند.
#داستان های من و مدرسه

گلی قاسمی

 

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط