مدرسه ما

مدرسه ما- نویسنده نادر موسوی

در طول مدتی که مدرسه ما در این خانه بود هر روز با بچه های صاحب خانه یک مشکل و درگیری داشتیم. هر روز یک وسیله ی مدرسه گم می شد. از بخاری و شلنگ گرفته تا لامپهای کلاسها، آچار و پیچ گوشتی و دیگر ابزاری که برای کارهای مدرسه خریده بودم تا صندلی و جایزه ی بچه که کادو شده بودند و هر چیز دیگری که ارزش بردن را داشت و دم دستشان برابر می شد. البته خوبی مدرسه همین است که غیر از میز و نیکمت و تخته سیاه وسیله ی زیاد دیگری نیاز ندارد. چندین بار هم برادر با آنها تا مرز کتک کاری پیش رفته بود. یکبار یکی از مغازه دارهای همسایه که مغازه ی او هم در تملک صاحبخانه ی ما بود به من گفت آقای معلم با اینها در نیفت! اینها آدم را مثل هویج قطعه قطعه می کنند. دزدی اگر بخواهد در این محل دزدی کند اول از اینها اجازه می گیرد بعد می رود دزدی! یک وقتی بلایی سرت نیاورند.

با تمام تجربه ی چندین ساله ای که داشتم اشتباه بسیار بزرگی مرتکب شدم و سال بعد هم در همین خانه ماندم که شاید به دو دلیل بود. یکی اینکه در تابستان 1387 آن پسر صاحب خانه که مالک اصلی خانه بود آمد بقیه بچه های صاحب خانه زیاد آن طرفها آفتابی نمی شدند. دیگر اینکه منطقه و موقیت خانه بسیار خوب بود به گونه ای که حد واسط تمام مناطقی بود که شاگردان مدرسه می آمدند و از طرفی حیاط بسیار بزرگی هم داشت که گمان نمی کنم چنین خانه ای در این منطقه یافت می شد. به همین دلیل در تابستان آن سال به جای اینکه به فکر تعویض خانه باشم اقدام به رنگ کاری کلاسها و سیمان کردن کف اتاقها و حیاط کردم.

دو تا کلاس دیگر هم در دو گوشه حیاط با دیوار گچی ساختم که کلاسهای بزرگی شده بودند. علاوه بر آن یک اتاقک دیگر هم ساختم که از آن به عنوان اتاق امور مالی قرار بود استفاده شود. تمام تابستان 1387 را درگیر ساخت و ساز کلاسها و حیاط بودم. حدود سه میلیون تومان خرج تعمیرات شد. تمام کلاسها رنگ آمیزی شد، در و دیوار حیاط که نیاز به سیمانکاری داشت سیمانکاری شد، نصف کف حیاط که خاکی بود همه سیمانکاری شد، درب چوبی تمام کلاسها که شکسته بودند روکش کشیده شد. درها و دیوار حیاط را با رنگ زیبایی که انتخاب خودم بود رنگ آمیزی کردم. در آخر قسمت بیرونی دربهای حیاط را با سه رنگ سیاه و سرخ و سبز که رنگ پرچم افغانستان بود رنگ آمیزی کردم که بسیار قشنگ شده بودند. در دلم شاد بودم که امسال شاگردان در محیطی بزرگ و زیبا و تمیز درس خواهند خواند. اما خبر نداشتم که تازه اول سختیهاست و مشکلات بزرگی انتظارم را می کشد و به زودی اینجا هم درش تخته خواهد شد.

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط