خنده ی اول- نویسنده نادر موسوی
اولین عکس در سال 1394
هیچ کس نمی داند شاید هر عکسی که می اندازیم آخرین عکس زندگی مان باشد!
پس باید خندید از تهِ دل، تا دوستان با دیدنش شاد شوند و نادوستان قوغ روده!
پانویس: قوغ: در روستای ما به گداخته های ذغال چوب «قوغ» می گفتند و هم خانواده های دیگر آن هم قوغ درون و قوغ برده و تهِ قوغ شده است!



