آرزو و امید

آرزو و امید

آرزو و امید- نویسنده نادر موسوی

1396-1-21- مدرسه بین الملل

روز دوشنبه رفته بودم نزدیک مدرسه بین الملل در میدان فرهنگ تهران. کارم کمی به درازا کشید و نیم ساعتی در پارک گوشه میدان دراز کشیدم. روبرویم ساختمان مدرسه بین الملل قرارداشت با آن نمای زیبا و رنگ سفید و آبی اش. مدرسه ای بسیار بزرگ با ابزار روزآمد و مدیریتی اندیشمند و قوی که بیشتر شاگردانش هم بچه های سفارتخانه ها و یا هم دانش آموزان بازگشته از خارج هستند. سال پیش در برنامه ای که در همین مدرسه برگزار شد شرکت کرده بودیم و با چند تن از آموزگارانش آشنا شدم و از بخش هایی از مدرسه و کلاسها بازدید کردم.

وقتی نگاه مدرسه می کردم یاد زمانی افتادم که برای نخستین بار ایده و انگیزه ی بنیانگذاری مدرسه ای پیشرو و ویژه به ذهنم آمد. زمانی که کلاس دوم دبیرستان بودم و در مدرسه ی”نمونه” بندرعباس درس می خواندم. دبیرستانی که بهترین دانش آموزان استان در آن درس می خواند و بیش از نیمی از دانش آموزانش از مناطق بسیار محروم استان بودند. آن زمان در خیالاتم چنین مدرسه را می دیدم و آرزو داشتم روزی مدرسه ای مانند این داشته باشیم اما روزگار به گونه ای دیگر چرخید و سالهاست آموزگار و مدیر مدرسه ی خودگردانی هستم که در همه ی این بیست سال، ساختمانش خانه های قدیمی و کهنه بوده است و همه ی بزرگی اش 120 متر با کلاسهایی 12 متر و… اما با همه ی این ها خوشحالم که مدرسه ی کوچکمان پر از شادی و مهر است و جایی که بچه ها با شادمانی و امید به سوی آن می آیند و با دلتنگی از آن جدا می شوند.

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط