امروز برایم مدرسه بساز

مدرسه فرهنگ
امروز برایم مدرسه بساز
فردا را خود خواهم ساخت
1396-3-31- بهاره و فرشاد
امروز بامداد رفتم دبستان. با بانو یعقوبی ناظم دبستان کمی در باره ی برنامه ها و کلاسها و همکاران گپ زدیم و در برگه آمد و رفت روزانه هم نوشته ای یادداشت کردم. داشتم از دفتر بیرون می آمدم که دیدم بهاره و فرشاد دوان دوان درون مدرسه آمده و به تندی از پله ها رفتند بالا. صدایشان زده و گفتم: فرشاد، بهاره بیاین پایین ببینمتان. هردو خندان آمدند پیشم. پرسیدم کلاس چی دارید؟ گفتند زبان داریم. گفتم راضی هستید از کلاس و آموزگاران تان و چیزی یاد می گیرید که بهاره گفت آری خیلی خوبه. گفتم آفرین به هردوی تان و کمی گپ زدیم. پرسیدم اجازه هست یک عکس باهم بندازیم که با خنده گفتند باشه. هنگام عکس انداختن هم فرشاد را قلقلک دادم تا عکسش زیباتر بیاید.😂
بهاره و فرشاد خواهر برادرند و زبان انگلیسی می خوانند اینجا، دانش آموزانی درسخوان و با شخصیت و همیشه خندان که چند روز پیشتر هم در باره شان نوشته بودم اما بدبختانه آنها هم از بیشمار کودکانی اند که جنگ و طالبان پدرشان را برده است و آنان همراه مادر و مادرکلان شان زندگی می کنند. 😢
تندرست و خندان و درسخوان باشید و بمانید دکتر و مهندس آینده😍😍😇😇

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط