برگه ی حضور و غیاب

برگه ی حضور و غیاب- نویسنده نادر موسوی

1394-7-16

این سومین سالی است که دفتر ساعت همکاران و دفتر حضور غیاب کلاسی بچه ها را تغییر داده ام. سه سال پیش وقتی داشتم دفترهای کلاسی و حضور و غیاب سالهای پیش مدرسه را نگاه می کردم دیدم که همه ی معلمان فقط جلو اسمشان ساعت ورود و خروج زده و امضا کرده اند و در تمام صفحات دفترهای کلاسی همان امضاها تکرار شده بودند، خشک و بی روح. گفتم کاش همکاران هر روز به جای امضا یک مطلب کوتاه می نوشتند جلو اسمشان.

کمی بیشتر فکر کردم و ایده ام را با ناظم مدرسه در میان گذاشتم، او هم استقبال کرد و اینگونه شد که دفتر ساعت همکاران و بعد از آن دفتر کلاسی بچه ها را تغییر دادیم. در اوایل کمی زحمت داشت اما در نهایت و امروز که به پشت سر نگاه می کنم می بینم بسیار سودمند و جالب و خاطره انگیز شده است، هم برای همکاران و هم برای بچه ها. روزهای اول که دفتر کلاسی را تغییر داده بودیم و هر کدام از بچه ها باید جلو اسمشان به جای کلمه ی «حاضر» و «غایب» یک جمله می نوشتند، برای بررسی مشکلات آن رفتم سر یکی از کلاسها و در مورد دفتر کلاسی جدید از بچه ها پرسیدم. همه ی شان فریاد زدند که آقا این چی دفتر کلاسی است دیگر؟

از سر شب تا صبح تو فکر اینیم که فردا جلو اسممان چی بنویسیم، از خانه تا مدرسه هم هی نوشته های روی پلها و در و دیوارها را می خوانیم و حفظ می کنیم که تو دفتر کلاسی جلو اسممان بنویسیم! خیلی خوشحال شدم و گفتم اتفاقاً منم همین را می خواستم که کمی فکر کنید. و تشویق شان کردم که کم کم از چیزهایی که می بینند و اتفاقات دور و برشان و ناراحتی و خوشحالی شان یک جمله بنویسند و سعی کنند که کمتر نوشته ای را از جای دیگر کپی کرده و بنویسند. با معلمان و ناظمین هم برنامه گذاشتیم که در پایان هر هفته به بهترین جمله و نوشته از هرکلاس یک جایزه داده شود. هرچند ایده ی جایزه دادن تا آخر سال اجرا نشد اما کم کم هم بچه ها و هم همکاران به این دفتر کلاسی خیلی خوب عادت کرده و وابسته شدند.

امروز که بعد از سه سال دفترهای ساعت ورود و خروج همکاران و دفتر کلاسی بچه ها را نگاه می کنم هر صفحه اش یک خاطره است و پر از مطالب و نوشته های خواندنی و جالب بچه ها و همکاران. یادم هست وسط های سال وقتی بچه ها را بردم به یک نمایشگاه عکس، در پایان بازدید، بچه ها جلو دفتر یادبود نمایشگاه صف کشیده بودند که یک چیزی بنویسند، آنجا تاثیر آن نوشته های هر روز را به وضوح دیدم و اینکه همه ی شان اشتیاق نوشتن داشتند. بعد از تغییر دفتر کلاسی، برنامه ی نامه نگاری بین بچه ها و معلمان، بین خود بچه ها، بین بچه ها و والدین شان، بین بچه ها و دوستان ایرانی شان، بین بچه ها و عمه و خاله و عمو و دایی شان و … را هم اجرا کردیم که مجموعه ی این نامه ها و نوشته ها بسیار خواندنی و جذاب شده اند و یادگاری ارزشمند از هر کدام از آنها.

این هم برگه ی ساعت ورود و خروج امروز همکاران است و اولین جلسه ی معلمین در سال آموزشی جدید.

 

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط