بوی ماه مهر

 

1392-7-20 – واحد یک
پس از  بیست روز دوندگی سرانجام موفق شدم امروز کتابهای بچه ها را بگیرم. آن هم کتاب چاپ سال 1392. سالهای گذشته معمولاً کتابهای چاپ سالهای پیش را می دادند که راه چاره ای هم نداشتم جز پذیرفتن. امسال ظاهراً کتابهای درسی کمتر چاپ شده بود و در توزیع آن هم سخت گیری بیشتری نسبت به سالهای قبل می شد، طوری که بسیاری از مدارس خودگردان هنوز هم موفق به تهیه ی کتاب نشده اند. یادم هست پارسال که آمار کتابهای درسی را بردم پیش رییس چاپ و نشر، پرسید این همه کتاب را چیکار می کنید؟ گفتم برای بچه هایی که در مدارس خودگردان درس می خوانند می خواهیم. در مورد این مدارس پرسید و گفت اگر می پرسم برای اینست که این کتابها با  سوبسید چاپ می شود و ما شنیده ام که این کتابها را  به  داخل افغانستان قاچاق می کنند! گفتم جناب رییس حتی اگر این کتابها به افغانستان هم قاچاق شوند جای دوری نرفته است و باعث افتخار هم است که کتابهای درسی یک کشور برای مطالعه و استفاده قاچاق می شود، بالاخره تمام حرفی که این نظام می خواهد بزند در همین کتابهای درسی خلاصه شده است و استفاده ی از آنها باعث گسترش فرهنگ این کشور است. دیگر کشورها کلی هزینه می کنند برای ترویج فرهنگشان آنوقت ما قاچاقی می خواهیم کتابهای شما را بخوانیم و شما اینقدر سخت گیری می کنید! پس از این گفتگو به معاونش دستور داد هر مقدار کتاب که می خواهم بدهند.

فردا و پس فردا کتابهای بچه ها را برایشان می دهیم و آنها یکبار دیگر در آغاز سال تحصیلی بوی دلنشین کتابهای درسی را تجربه  می کنند. بویی که زمانی ماهم در ابتدای ماه مهر هر سال با تمام وجود آنرا نفس می کشیدیم و لذت می بردیم. شاید بوی ماه مهر بوی همین کتابها و دفترها باشد. بوی ماه مهر، ماه مهربان.

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط