«جانستان، کابلستان»

«جانستان، کابلستان»- نویسنده نادر موسوی- اول اردیبهشت 1399

کتاب «جانستان، کابلستان» که سفرنامه ی ناگهانی رضا امیرخانی به افغانستان است را حدود 9 سال پیش خوانده بودم. کتاب بسیار خوبی بود. یادم هست همان زمان رفتم دفتر نشر افق و نزدیک 15 نسخه از آن را خریده و به چند تا از دوستان ایرانی ام و همچنین به استادانم در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران پیشکش کردم. کتابی که روایت دیگرگونه ای از مردم و شهرها و چشم دیدهای نویسنده از افغانستان است. تا مزارشریف و بلخ می رود و بر می گردد و این کتاب را می نویسد. امروز نزدیک چاشت از شبکه چهار زنگ زدند که بیا برای برنامه کتاب خوب و در باره ی این کتاب گپ بزن.

ترسیدم که نتوانم خوب گپ بزنم، گفتم دوستان دیگر و کتابخوان تری از من هستند می توانید آنها را دعوت کنید. هماهنگ کننده برنامه که شادکام هم نام داشت گفت: دوست داریم خودت بیای.

دو، سه ساعت تا ضبط برنامه وقت داشتم، هول‌هولکی دوباره به سرفصل ها و برخی صفحات کتاب نگاهی انداختم تا جزئیات کتاب یادم بیاد و بتوانم چیزی بگویم. ناهار نخورده خود را رساندم به استدیو و در حالی که از گشنگی چشمانم سیاهی می رفت و چهار تا گنجشک بی حال دور سرم چرخک می زدند، در باره ی کتاب گپ زدم. الانم هرچی فکر می کنم که چی گفتم، هیچ چی یادم نمی آید!

همینقدر یادم مانده که یک جای برنامه آقای مجری گفت: آقای دکتر! که منم زود گفتم ببخشید من دکتر نیستم. فقط یک فوق لیسانس دست و پا شکسته ی جامعه شناسی دارم که با صد جانکَنی توانستم واحدهایش را پاس کنم. ناچار آن بخش را از سر ضبط کردند.

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط