جهان ز مهر برپاست  ♥️


1399-6-21-دوستی نیک اندیش و ارجمند، سی بسته خوراکی برای بچه ها فرستاده بودند که امروز همراه همکارم جناب احمدی پخش کردیم. آخرهای کار مانده بودیم ناهار چه بخوریم که در حیاط باز شد و خواهر یکی از همکاران دو تا قیمه ی خوشمزه آورد و گفت برایتان آوردم چون می دانستم ناهار ندارید.😋
وسط ناهار از گرسنگی و هول زیاد دستم خورد به لبه ی بشقاب که برنج ها با بشقابش ریخت روی میز و زمین. گفتم گویا نصفش قسمت یاکریم ها و گنجشک های مدرسه بود، گذاشتم همانگونه پخش بماند، چون مطمئنم چند دقیقه پس از رفتنمان یاکریم ها و گنجشک‌ها سوت و کف زنان روی حیاط مدرسه جشن می گیرند و همه را می خورند. این صحنه را در این سالیان بارها دیده بودم. یکی از صحنه های زیبای مدرسه وقت هایی بود که توی دفتر نشسته بودم و پس از زنگ شادی و آسایش بچه ها، می دیدم ده-پانزده تا گنجشک و یاکریم با شادمانی روی حیاط فرود می آیند و ریزه های خوراکی بچه ها را که زنگ تفریح روی زمین ریخته است تند تند می چینند؛ انگار پس از زنگ تفریح بچه‌ها، زنگ تفریح آنها آغاز می شد.😍
الان هم مطمئنم که همه ی برنج های قیمه دار را خورده و دور دهان و نوک هایشان را هم پاک کرده و بسیار هم سپاسگزاری کرده اند برای اینکه بشقابم را انداختم.😅
من هم سپاسگزارم از دوستان نیک اندیش و نیکوکار برای آوردن این بسته های خوراکی و شاد کردن خانوده ها و بچه ها و گنجشک ها و یاکریم های مدرسه.😊
جانتان جور، دلتان شاد و مهرتان پایدار دوستان ارجمند.

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط