خوردن آش و سرخوشی بچه های کلاس اولی😄😄

آش
نزدیک بود آستین کتم را از جا بکنند، چندتایشان از دست چپم آویزان شده بودند و چندتایشان هم از دست راستم😇😇
اون جانک بالا سمت راستی بازهم زبان کوچکش پیداست!😂😄👏🐥

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط