زبیر و من و هدیه ی وطن!

دیدار با دوست شاعر
1395-10-07- “زبیر هجران” شاعر شیرین سخن و رفیق جان، برای جشنواره ادبی جلال آمده بودند تهران که دیشب افتخار داده و مهمان ما شدند، هرچند زبیر گرامی را نخستین بار است که از نزدیک می بینم اما دورادور با نام و اشعارشان اندکی آشنایی داشتم و از همان لحظه نخست دیدار، گویی که سالها بود باهم رفیقیم و همدیگر را می شناسیم، شاید به این خاطر که بهترین رفیقان هردوی مان یکی است. زبیر را جوانی یافتم کاکه و اهل دل. زبیر از جوانهای خرابات کابل است. دلشادم که رفیقی فرهیخته و با دیدگاه فراقومی و فرامذهبی و دلداده ی زبان پارسی به جمع رفیقانم افزوده شد. یک جهان سپاس از “نصیر ندیم” دوست داشتنی که مرا با زبیر آشنا نمود.
این چپن را هم “سیدرضا محمدی” برای یکی از رفیقانش در تهران فرستاده بود که بی اجازه اش برای چند لحظه پوشیده و این عکس را انداختم!

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط