ستاره های گم شده

ستاره های گمشده

ستاره کلاس اول است، دختری درسخوان و باهوش و با شخصیت. کمی که همراهش سخن بگویید به سادگی این هوشمندی و شخصیت را در می یابید. خانواده ی آنها در یک زیر زمین زندگی می کند و زندگی راحتی ندارند. خودم خانه شان را از نزدیک دیدم، بخشی از کرایه ی خانه شان را هم مرد نیکوکاری می دهد. برای فراهم آوری بخشی از هزینه ی زندگی ستاره هم کار می کند. ستاره جوراب می فروشد. از وقتی از دبستان بیرون می رود تا زمانی که هوا تاریک شود و بتواند با خط واحد به خانه برگردد. مادرش می گوید برای اینکه ستاره از آسیب دور بماند و به خاطر دختر بودن آزار نبیند موهای سرش را پسرانه زده است تا همه گمان کنند او پسر است. گاهی که فرصت خانه رفتن هم ندارد وقتی از دبستان بیرون می آید در پارک روبروی دبستان روپوش و مقنعه ی دخترانه اش را در آورده و با بلوز و شلوار پسرانه ای که در زیر فرم مدرسه پوشیده است می رود سرکار. وقتی لباسش را عوض می کند شناختن اینکه او همان ستاره ی خندان و دخترک مقعه به سر چند دقیقه پیشِ است سخت می باشد، این را آموزگارش می گفت که یک روز او را در پارک دیده است. ستاره می گوید در یکی از خیابان های میدان آزادی جوراب می فروشد. ستاره هفته ی پیش چند روز به دبستان نیامد. وقتی با مادرش گپ زدم گفت باید برود سر کار. نمی توانیم هزینه ی درس و دبستانش را بدهیم. خواستم که ستاره را دوباره بفرستد تا درس بخواند. درسش خوب است و با وجود کار کردن جزو شاگرد زرنگ کلاس است. به مادرش گفتم شاید برایش یک پشتیبان پیدا شود که لااقل صبح تا ظهر بتواند به کلاس بیاید. ستاره و ستاره ها را دریابید.

* دخترک خندان ته کلاس با کاپشن سُرخ، ستاره است.

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط