سرزمین بی صاحب!

سرزمین بی صاحب

1396-7-1-شب مولانا پژوهان- مرکز دایره المعارف اسلامی

به فراخوان جناب استاد علی دهباشی رفتم شب مولانا پژوهان که در مرکز دایره معارف اسلامی برگزار شده بود. برنامه از 5 تا 8 شب بود که نزدیک ساعت 6 رسیدم. بسیار شلوغ بود و دوست داران و علاقه مندان بسیاری آمده بودند به گونه ای که تالار بزرگ و جایی که برنامه انجام می شد لباب پر بود و برای بیرونیان در راهروها تلویزیون گذاشته بودند تا همه ببینند. دانشمندان و اندیشمندان مولانا شناس و نامداری گرد آمده بودند و در باره ی مولانا و شمس و زندگی و سرگذشت و شعر و اندیشه ی آنان سخن گفتند. نواسه ی دختری مولانا به نام “اسین چلبی” هم آمده بود و از مولانا و کارهایی که بنیاد مولانا کرده است سخن گفت و از ثبت مولانا و رقص سماع و چند چیز دیگر که مربوط مولانا بود در یونسکو سخن گفت و البته با رندی تمام نگفت که به نام ترکیه ثبت شده است و فقط گفت ثبت جهانی شده است تا کام میزبانان و دوست داران مولانا در ایران را در این شب تلخ نکرده باشد.

در نبود یک صاحب نظر و اندیشمند افغانستانی و خواب رفتگی بخش فرهنگی و دیگر ارگانهای مسوول، کشمکشی پنهانی بین مولانا شناسان ایران و ترکیه دیده می شد و هرکدام می کوشیدند شیخ را به نام خود سند بزنند که البته ترکیه دست پیش داشت و گویا همه چیز را به نام خودشان قباله زده و برایش نواسه و نبیره و کلاه و تیاغ و خرقه و کشکول هم جور کرده اند.

بخش دردناک داستان آنجا بود که نه آن نواسه ی ترکیه ای شیخ و نه اندیشمندان ایران هیچکدام در درازای سه ساعت گفتگو حداقل نامی از زادگاه خراب شده اش و اینکه آن شیخ شوریده کجا به دنیا آمد و پرورش یافت و پدر و پدرکلانش کجا زیستند و خانه اش کجاست نبردند و یادی نکردند هرچند بر این باورم که در قید و بند نمودن انسانی چونان او در مرزهایی زمینی کاری است نکوهیده و دور از خرد.
هنگام بیرون آمدن از تالار یاد گپ پدر شادروانم افتادم که می گفت بچه جانم افغانستان و داشته هایش مانند مال بی صاحب و بی پرسان است. هرکسی خواست به نام خود قباله می زند و صاحب می شود و کسی هم نیست پرسان کند.

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط