غریبه های آشنا!

بازدید از مدرسه

1394-7-25 – استادان دانشگاه اوزاکا

دیروز خانم «می آساکوما» دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه اوزاکای ژاپن به همراه دو نفر از استادان اش و یک خانم دکتر آمده بودند مدرسه. حسین هم آمد. خانم «می» پارسال هم آمده بودند، موضوع پایان نامه شان آموزش کودکان مهاجر افغان در ایران است. بار پیش به تنهایی آمده بودند این بار بقیه بر و بچ را هم آورده بودند. دو ساعتی گپ زدیم. آنها ژاپنی می گفتند و من هم ترکیبی از افغانی و ایرانی و انگلیسی! بیشتر می کوشیدم با زبان بدن حرفهایم را برایشان بفهمانم. آخر نشست دستهایم درد گرفته بودند از بس حرکت داده بودم، انگار یک کاتای بیشرفته ی کاراته را اجرا کرده باشم!

وسطهای گفتمان آموزگار زبان مدرسه آمد و دست و پا شکسته حرفهای آنها و من را ترجمه کرد. از بد شانسی آنها هم چندان انگلیسی خوبی نداشتند. به هر ترتیبی بود منظورمان را به همدیگر فهماندیم.

چند پاکت شکلات خوشمزه ی ژاپنی آورده بودند با یک ذره بین مخصوص کتاب خوانی که دوستم حسین با دیدن ذره بین گفت: نادر فکر کردند مثل خودشان خیلی کتاب میخوانی که این را آورده اند تا بتوانی راحت تر مطالعه کنی!

وقتی مدرسه رفتیم زمان تعطیلی بچه های شیفت صبح بود و تعدادی از والدین حضور داشتند و با تعجب نگاه می کردند، به حسین گفتم: حسین جان با دیدن این برادران و خواهران ژاپنی حالا همه ی شان فکر می کنند که خدا می داند به مدرسه چند صدهزار دلار کمک کرده اند و موسوی همه را می زند به جیب! چیزی که در این سالیان همیشه پشت سرمان گفته اند و از دور و نزدیک شنیده ایم، از زمان دوستم مهندس مرادی که دار و ندارش را در راه مدرسه داد تا الان که در اداره کردن مدرسه مانده ایم.

 

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط