فلسلفه برای بچه ها

1399-6-27

هرچند کارشناسی ارشد زبان انگلیسی دارد اما امروز دانستم که کلاسها و واحدهای درس فلسفه را به گونه ی خودخوان و با علاقه مندی بیشتری رفته و پاس کرده است. تلاقی این دو رشته ی به ظاهر نامرتبط هم، خود را در ترجمه های خوبش نشان داده است؛ ترجمه آثار آلن دو باتن و کتاب “فلسفه ی درد” نوشته ی “آرنه یوهان وِتِلسِه” که در روزهای گذشته چاپ و پخش شد و به چاپ دوم رسید.
وقتی ترجمه ی کتاب “مقدمه ای بر فلسفه” نوشته ی آلن دو باتن که مخاطب آن بیشتر نوجوانان بود را دیدم به مترجم کتاب که دوست قدیمی و ارجمندم جناب محمد کریمی است زنگ زدم و در باره ی کتاب بیشتر پرسیدم، با شوقمندی فراوان از کتاب گفت و از سودمندی فراوانش برای نوجوانان و جوانان و اینکه ای کاش خودم وقتی نوجوان بودم این کتاب را می خواندم. گفتم قرار است این کتاب را برای آموزگاران و کارآموزان دوره های تربیت معلم بگیربم تا بخوانند. با بزرگواری گفت: هفت نسخه از حق تالیف خودم را می توانم به مدرسه هدیه کنم. با شادمانی پذیرفتم و گفتم به شرطی که خودتان هم بیایید و برای آموزگاران یک کارگاه بگذارید. باز با مهربانی پذیرفت و گفت: خوشحال می شوم برای بچه ها و مدرسه کاری بکنم. هفت نسخه ی دیگر کتاب را هم با تخفیف برایمان فرستادند. امروز هم قرار کلاس بود که برخلاف یک جهان سومی، به هنگام و سر ساعت هشت بامداد در کتابخانه حاضر بودند که با توجه به اینکه بیشتر همکاران و کارآموزان کتاب را خوانده بودند، کارگاه پر بار و پرچالشی برگزار شد. به گفته ی وطنداران وقتی گپ لوله شد جناب کریمی هم فرمودند: “حالی کی اِیی رقم شد به خودا و سَخی اگه تا ده جلسه ی دیگه هم ادامه نَتُم!”😍
و چنین شد که پای آموزش فلسفه برای بچه ها هم به مدرسه باز شد.😇
دمت گرم و جانت جور محمد جان که با این کتاب و کارگاه، کِلکِین نوی را به روی آموزگاران و آموزش بچه های مدرسه باز نمودی.♥️
پانویس:
کلکین: پنجره
لوله شدن: پیچیده شدن
گپ لوله شد: بحث داغ و پیچیده شد!
حالی که اِیی رقم شد… : حالا که اینطور شد… ؛ جمله ای که وقتی یک وطندار روی دنده ی لج می افتد می گوید!🤣
خودا: خدا
سَخی: نام زیارتگاهی در مزارشریف و کابل

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط