مشک یازده سوراخ!

مشک یازده سوراخ!- نویسنده نادر موسوی- دوشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰

روز چهار و پنج شنبه هفته گذشته شاگردان ابتدایی دختر و پسر رفتند اردو. پسرها را بردیم باغ وحش و شهربازی و دخترها را پارک که یک مکان دیدنی با درختان زیاد و مجسمه های سنگی و راه پله های فراوان و در قسمت بالای شهر است. چون این روزها هوا خوب است اکثریت مدارس برنامه اردو دارند. همزمان با شاگردان ما تعداد زیادی از شاگردان مکاتب دولتی هم آمده بودند. با لباسها و روپوشهای یک شکل و رنگ وارنگ و چهره های تر و تازه و چاق و چله. اگرچه شاگردای مکتب ما هم همگی لباس فرم دارند اما در روز اردو به شاگردان گفته شد با هر لباسی که دوست دارند بیایند و می توانند لباس فرم مکتب را نپوشند.  با وجود اینکه به کمک سایر همکاران تلاش بسیاری در مکتب انجام شده تا رفتارهای اجتماعی و جمعی به دانش آموزان آموزش داده شده و به قولی جامعه پذیر شوند اما با تمام خوبی هایی که شاگردان ما دارند متأسفانه در این اردوها دیدم که کنترل شاگردان در جمع های شلوغ و پر هیجان بسیار سخت است و روحیه ی تک روی و خودخواهی و فقط به فکر خود بودن که شاخصه ی منفی و بارز مردم ما است در بسیاری از شاگردان و به خصوص پسرها به وضوح دیده می شود.

شرایط پر استرس مهاجرت، بی سوادی بسیاری از خانواده ها خصوصاً مادرها، پرجمعیت بودن اکثر خانواده ها و در کنار آن فقر مالی و کوچک بودن منازل مسکونی، کار کردن و دست فروش بودن بسیاری از شاگردان و سروکار داشتن روزانه آنها با انواع و اقسام آدمهای ناجور، بی توجهی به نیازهای عاطفی فرزندان و بی اهمیتی به تربیت آنها، وجود آثار روانی مخرب ناشی از جنگ و سالها درگیری بر روی خانواده ها و خصوصاً پدرها و انتقال آن به سایر اعضای خانواده، تحقیر و عدم پذیرش در اجتماع از طرف جامعه میزبان، خوی و خاصیت زورگویانه و پدرسالارانه در اکثر خانواده ها و از طرف دیگر در کنار همه این شرایط نامطلوب گسترش وسیع و بدون کنترل استفاده از برنامه های ماهواره که در بیشتر خانواده های مهاجرین دیده می شود و به تبع آن رشد سریع و نامتوازن آگاهی کودکان و مقایسه خانواده توسط فرزندان با خانواده های جامعه میزبان، استفاده ناصحیح از موبایل و فنآوری جانبی آن مانند بلوتوث که سبب بلوغ زودرس کودکان شده است و همینطور شکاف نسلی که از این رهگذر بین والدین و کودکان آنها پدید آمده است سبب شده که کار تربیت و آموزش کودکان و مکتب و مربیان آن بسیار سخت تر از پیش شود. به عنوان نمونه طبق نتایج تحقیقی که بین دانش آموزان دختر و پسر دوره راهنمایی انجام شد اکثریت قریب به اتفاق آنان دارای تلفن همراه بوده و یا به شکلی از آن استفاده می نمایند و آشنایی کامل با نحوه ی استفاده از ابزارهای جانبی آن داشته و تبادل بلوتوث و اس ام اس داشته اند در حالی که طبق اظهارات همان دانش آموزان بسیاری از والدینشان آشنایی چندانی با این بخش از کارکردهای تلفن همراه ندارند. قسمت بد قضیه آنست که بر اساس همین تحقیق اکثریت شاگردان (حدود 65 درصد) بیش از یکبار از طریق گوشی تلفن همراه فیلمهای غیر اخلاقی را دیده و یا در اماکن عمومی مانند اتوبوس ها، مترو و حتی در ایام محرم و در حسینیه ها و سایر جمع های عمومی به تبادل اینگونه تصاویر و فیلمها پرداخته اند.

به همه ی  این مشکلات، اگر غیر حرفه ای بودن مربیان مکتب و نبود امکانات برای آموزش مستمر و عدم آشنایی آنها با آخرین روشهای تربیتی و آموزشی را هم اضافه نماییم و باز هم همه ی اینها اضافه شود به تحصیل و تدریس قاچاقی که باید هر ساعت و هر روز منتظر تعطیلی مکتب بود، آنوقت به قول معروف می شود مشک یازده سوراخ که اگر ده سوراخ آنرا با ده انگشت هم بگیرید باز هم از سوراخ یازدهم نشتی خواهید داشت!!

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط