نامه😍

نامه

1397-7-23-
زنگ تفریح و شادی بچه ها با دوستی ارجمند روی حیاط ایستاده بودیم و گپ می زدیم که یکی از بچه ها این نامه را داد دستم. گفتم چی هست و برای کی هست؟ گفت برای خدیجه است. نامه را باز کرده و با صدای بلندتر خواندم تا آن دوست هم بشنود. وقتی نامه را خوانده و ذوق زدگی اش را دیدم به شوخی گفتم من از این نوشته ها و نامه ها هر روز دریافت می کنم! 😅
دیدم خود خدیجه هم بالا جلو در کلاسش ایستاده و با لبخند دارد نگاهم می کند. گفتم سپاسگزارم خدیجه. چه نامه ی قشنگی نوشتی و برایش دست تکان دادم. او هم دست تکان داد.
خدیجه امسال کلاس دوم است. دختری همیشه خندان و کمی شلوغ کار و شیطون که زنگ های تفریح بیشتر در حال بدو بدو است. برادرش ظریف و خواهرش انارگل هم همینجا درس می خوانند. پدر خدیجه شوربختانه از هر دو چشم نابیناست.
امروز عصر که خسته و مانده دست به جیب کتم کردم چشمم به پاکت نامه ی خدیجه افتاد. باز کرده و یکبار دیگر خواندم و دلشاد شدم. دلشاد از اینکه به جای بد و بی راه هایی که معمولا روی در و دیوار دستشویی و کلاسها برای مدیر و آموزگاران به یادگار نوشته می شود این نامه ی پر مهر را دریافت کرده ام.(گاهی در و دیوار کلاسها و دستشویی را دقیق تر نگاه می کنم که ببینم دانش آموزان برای من یا آموزگاران چیزی نوشته اند یا نه زیرا یکی از جاهایی که می توان ناخوشنودی و ناراحتی بچه ها از سیستم آموزشی و مسولان آن را دید همین در و دیوار کلاس ها و دستشویی و روی میز و نیمکت هاست. یادم هست در دانشگاه هم یک تحقیقی در باره توالت نوشته ها انجام داده و شمار زیادی عکس انداخته بودم که در فرصتی دیگر در باره اش خواهم نوشت.)
جانت جور و دلت شاد خدیجه جان و به امید روزی که بیایم پیشت برایم نسخه بنویسی.😍🌻🍀
پ. ن: خدیجه نفر دوم از سمت چپ است.

 

برای خواندن بیشتر کلیک کنید

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط