پالپالک فال کن

پست های وبلاگ

 

پالپالک فال کن- نویسنده نادر موسوی- سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۸۷

وقتهایی که خیلی کوچک بودم شاید 6-7 ساله ، با خواهر و برادرهایم که همه یکسال و دوسال از خودم کوچکتر و یا بزرگتر بودند در فصل بهار می رفتیم به باغمان که چسبیده به خانه مان بود و انواع و اقسام درختان از زردآلو و گیلاس گرفته تا درخت شیرتوت، توت ابراهیمخانی توت خسک و چنارهای بزرگ که دور تا دور حوض را سایه کرده بودند.

 تقریباً نصف باغ  تاک انگور بود که پدر کلانم با سلیقه و حوصله ی زیادی آنها را کاشته و انواع انگورها را در آن جمع آوری کرده بود و در انتهای باغ و نزدیک دیوار هم چند کرت یونجه یا به قول ما رشقه وجود داشت که سطح همواری داشت و جای بازی و پیش پیشک من و خواهرها و برادرهایم بود و خوردن رشقه هایی که تازه چند برگی شده بودند و هنوز قابل خوردن توسط انسان بود. یونجه ها را دسته دسته کنده و با دهان تر کرده و به نمک می زدیم و می خوردیم و دم غروب  که برمی گشتیم خانه سر و کله ی مان  از خاک و گل دیده نمی شد و دور دهانمان هم از خوردن انواع رشقه و دیگر گیاهان صحرایی یک حلقه ی سبز رنگ تشکیل شده بود و دعوای مادرجان که همیشه می گفت سرو کله تان شده مثل بلا و من همیشه با خود فکر می کردم که بلا دیگر چه جانوری باشد!

یکی از بازیهای همیشگی ما هم بازی با انواع حشرات بود از شکار ملخ و گهواره جنبانک گرفته تا یک نوع حشره ای که معمولاً در فصل بهار و زمان توت سر و کله اش  پیدا می شد و مانند بوق یکسره شده ماشین یک صدایی می کند صدایی شبیه جننننننننننن! که به آنها می گفتیم جین جینک!

پالپالک یا همان فال بینک که ما به آنها می گفتیم پالپالک ، از حشرات مقدس و مورد احترام ما بود که هیچ وقت آنها را اذیت نمی کردیم و همیشه با آنها فال می گرفتیم.

یادم می آید که پالپالک را می گذاشتیم روی دست و دستمان را رو به بالا می گرفتیم. پالپالک هم حرکت کرده ، می رفت به سمت انگشت ها و از آنجا پرواز می کرد و ما همزمان با بالا رفتن و پرواز  پالپالک می خواندیم: پالپالک فال کن که کی پدرم خواهد آمد و از کدام سمت می آید؟

پالپالک هم از نوک انگشتانمان به هر طرف که پرواز می کرد، چند قدمی از پشتش می دویدیم و خوشحال چک چک می کردیم که پدرمان از این طرف خواهد آمد!

از آن روزهاي خوب سالهاست كه مي گذرد و اما اكنون همه چشم به راه آمدن آرامش و صلح در كشورمان هستيم و پالپالكي هم نيست كه لااقل مسير پروازش را دنبال كنيم به اميد اينكه صلح از آن طرف خواهد آمد!

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط