کفش ها و سبزه ها و پوپوها و زندگی

1398-1-14-
امروز یک سر رفتم مدرسه، بیشتر کفشهای بچه ها سبز شده بودند. البته تنها چمن ها در آمده بودند و نارنج ها هنوز سبز نشده اند. پوپو ها یا موسیچه و یا همان یاکریم هم از نبود بچه ها بهره برده و دوتا چوچه آورده اند؛ دوتا بچه پوپوی چاق و چله و البته خجالتی، زیرا هرچی صدایشان کردم روی شان را برنگرداندند و افتخار دوستی ندادند. 😍
در سال نو و روز شنبه که بچه ها می آیند با کفشهای کهنه شان که سرسبز شده اند روبرو خواهند شد؛ تجربه ای هیجان انگیز و به یادماندنی.
این دومین سالی است که بچه ها پیش از نوروز درون کفش های کهنه شان سبزه و دانه ی نارنج می کارند. ایده کاشت چمن و دانه ی نارنج درون کفش های کهنه ی بچه ها را از دیدن یک چکمه که درونش سبزه روییده بود گرفتم.
همه ی کارهای کاشت را خود بچه ها انجام داده بودند. خاک ها را از بوستان روبرو آوردند و دانه های چمن و نارنج را هم با دستان خودشان کاشتند.
حس تجربه ی کاشت و دیدن سبز شدن دانه ی کاشته شده یکی از ناب ترین حس های زندگی است. این حس خوب را دو سال است که با بچه های مان تجربه می کنیم. ♥️ 🐣🍀

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط